۱۳۸۸ مرداد ۲۵, یکشنبه

خبر تکان‌دهنده‌ای از زندان اوین درباره هنگامه شهیدی: روزنامه‌نگار، پای طناب دار


یک منبع مطلع در گفت‌وگو با خبرنگار «موج سبز آزادی» از شیوه‌ی تکان‌دهنده‌ی بازجویان برای شکنجه‌ی یکی از روزنامه‌نگاران زندانی خبر داد.
به گزارش «موج سبز آزادی» این منبع موثق که نخواست نامش و نحوه‌ی کسب اطلاعش از این موضوع فاش شود، خبر داد که بازجویان برای اینکه هنگامه شهیدی را بشکنند، در یک اقدام آشکارا غیر قانونی و غیر انسانی، به او حکم دروغین اعدام را ابلاغ کرده‌اند.
این گزارش حاکی است بازجویان برای اینکه این بلوف را واقعی جلوه دهند، این روزنامه‌نگار زن زندانی را چند بار تا پای طناب دار نیز برده‌اند و طناب را به گردن او انداخته‌اند.

این در حالی است که خانم شهیدی از یک بیماری قلبی رنج می‌برد و خانواده‌ی او بسیار نگران سلامتی وی هستند.
هنگامه شهیدی سه شنبه شب گذشته بعد از مدت‌ها اجازه یافته بود با خانواده‌اش تماس بگیرد و برای دقایقی با مادرش صحبت کند. مادر خانم شهیدی در گفت‌وگوها از صدای گرفته‌ی او در این تماس تلفنی خبر داده بود.
خانم شهیدی از روزنامه‌نگاران باسابقه سیاسی است که در حزب اعتماد ملی نیز عضویت دارد.

ميرحسين موسوي حركت فراگيرش را معرفي كرد

جنبش سبز حاميان ميرحسين موسوي از ديروز وارد مرحله ديگري از فعاليت خود شد، چرا که او اعلام کرد با راه‌اندازي «تشکيلات راه سبز اميد» نهضتي فراگير را شکل مي‌دهد که حاميانش در سطح جامعه عضوي از آن خواهند بود. موسوي مي‌گويد که اين تشکيلات در واقع ادامه‌دهنده همان شعار «هر شهروند يک ستاد» است که مردم به صورت خودجوش و خودمختار با اين تشکيلات همراه مي‌شوند. بنابراين موسوي نه جبهه‌اي را تشکيل داد و نه آنکه حزبي را تاسيس کرد بلکه او از عنوان «تشكيلات» براي ادامه حرکت خود استفاده کرد تا شايد ديگر نيازي به آن نباشد كه به وزارت کشور دولت دهم مراجعه کند و خواستار صدور مجوزي براي حرکت تشکيلاتي‌اش باشد. اين در واقع همان انديشه‌اي بود که حدود يکماه گذشته عليرضا بهشتي مشاور ارشد ميرحسين موسوي نيز درباره‌اش سخن گفته بود. بهشتي در پاسخ به کساني که از ماهيت حرکت تشکيلاتي موسوي مي‌پرسيدند مي‌گفت که او قصد ندارد يک جبهه سياسي و يا حزب راه‌اندازي کند بلکه در انديشه تشکيل يک شبکه فکري و اجتماعي است و در واقع يک جنبش را سازمان‌دهي خواهد کرد. بهشتي هنگامي چنين به تشريح انديشه موسوي پرداخت که اصولگرايان حامي احمدي‌نژاد با هماهنگي رئيس کميسيون ماده 10 احزاب هر روز به تکرار اين جمله مي‌پرداختند که موسوي در صورتي که قصد راه‌اندازي جبهه و يا حزب سياسي را داشته باشد بايد درخواست مجوز کند. چنين واکنش‌هايي از سوي حاميان دولت نشانگر آن بود که موسوي موفق به تعامل با آنها براي کسب مجوز نخواهد شد و شايد اين انديشه‌اي بود که موسوي را بر آن داشت تا همان ايده هر شهروند يک ستاد را پيگيري کند و اينک با راه‌اندازي چنين تشکيلاتي از مردم دعوت کند که به آن بپيوندند. بنابراين اولين روز هفته موسوي اعلام کرد: «رنگ سبز نماد اين راه و مطالبه اجراي بدون تنازل قانون اساسي شعار آن است و شبكه‌هاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بي‌شمار و گسترده در سطح جامعه بدنه اين جنبش هستند. در حقيقت راه سبز اميد ادامه شعار راهبردي هر شهروند يك ستاد است كه اين بار براي مطالبات بحق مردم و استيفاي حقوق آنان شكل مي‌گيرد.» و چنين بود که او پس از مهدي کروبي که بعد از انتخابات رياست جمهوري نهم حزب اعتمادملي را تاسيس کرد، دومين کانديدايي شد که بعد از انتخابات تشکيلاتي فراگير را راه‌اندازي مي‌کند. هرچند که هنوز ميرحسين موسوي نام قطعي را براي اين تشکيلات انتخاب نکرده است و تنها در ديدار با اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشکي ايران تلويحا چنين عنواني را براي تشکيلاتي که ماه‌هاست به آن مي‌انديشد برگزيده است، تشکيلاتي که با ارسال پيک‌هايي به نزد مهدي کروبي و سيد محمد خاتمي نظرات آنها را نيز براي راه‌اندازي‌اش دريافت کرد.

ناگفته‌هاي موسوي از انتخابات رياست‌جمهوري

اما ميرحسين موسوي ديروز تنها از راه‌اندازي اين تشکيلات خبر نداد بلکه ناگفته‌هايش را از روزهاي انتخابات مطرح کرد؛ ناگفته‌هايي که انتقادات و اعتراضات او را بيان مي‌کند. البته بيشترين انتقادات او به عملکرد صدا‌و‌سيما بود و چنين بود که گفت: «اگر به جاي آنكه مردم را تحقير كنند و در صدا‌وسيما شروع به جوسازي كنند، مواضع منصفانه‌اي مي‌گرفتند و اگر قبل از آن كه مردم به خيابان‌ها بيايند در چارچوب قانون و با احترام به حقوق مردم با آنان برخورد مي‌كردند ما امروز با بسياري از بحران‌ها روبه‌رو نبوديم.»
موسوي خاطرنشان كرد: «شعارهاي ما در طول انتخابات در چارچوب قانون اساسي و اصولي كه مردم باور دارند انتخاب شد، امروز هم به همان شعارها پايبند هستيم و يقين داريم اگر با خواست مردم منصفانه برخورد مي‌شد و دستگاه‌هاي تبليغي به جاي پيوند دادن حركت‌هاي خودجوش مردم به بيگانگان و وارونه نشان دادن حقايق سعي در اقناع افكار عمومي با نقد منصفانه و التزام به راستگويي مي‌كردند به نفع نظام بود و روح بدبيني و بي‌اعتمادي به جامعه دميده نمي‌شد.» وي گفت: «‌از چند روز قبل از 22 خرداد ستادهاي ما با موج عظيمي از تماس‌هاي مردمي كه حاكي از اطلاعات دقيقي در مورد تحركات در دست انجام و سناريوهايي كه براي روز انتخابات و بعد از آن طراحي شده است مواجه گرديد، به صورتي كه در شب انتخابات مجبور به صدور اطلاعيه‌اي براي فراخواندن مردم به خوش‌بيني نسبت به مجريان و پرهيز از قصاص قبل از جنايت شديم. اما آنچه در فرداي آن شب ديديم عبارت از به اجرا درآمدن پيش‌بيني‌هاي ارائه شده به ما يكي پس از ديگري و قرائن بي‌شماري بود كه سلامت جريان حوادث را زير سوال مي‌برد.» وي با بيان اينكه تعليمات اسلامي ما را ملزم مي‌كند كه نسبت به اعمال مومنين با حسن‌ظن برخورد كنيم،گفت: اما همين تعليمات به ما اجازه نمي‌‌دهد كه تن به دروغ دهيم.
موسوي در ادامه سخنان خود به حوادث روز انتخابات پرداخت و گفت: «با تمام اين احوال ما در ابتدا فكر كرديم كه شايد آنچه شاهد آن هستيم ناشي از سوءتدبير است، براي همين خود من تلاش كردم با مسوولان كشور تماس بگيرم و همان روز دوبار با رئيس قوه قضائيه، دو بار با دادستان كل كشور، دو بار با رئيس مجلس و چهار بار با بيت رهبري موضوع را مطرح كردم. علاوه بر اين گروهي از طرف ستاد به ديدار وزير كشور رفتند تا نگراني‌هاي مردم را منتقل كنند و عجيب بود كه وزير كشور در حالي كه در آن روز قاعدتا تنها كارش بايد رسيدگي به مسائل مربوط به انتخابات باشد پس از مدت زيادي معطل كردن افراد اعزام شده به آنان وقت ملاقات نداد.» وي ادامه داد: «اين موارد قرائني بود كه يكي پس از ديگري انباشته مي‌شد تا اينكه از عصر روز 22 خرداد حمله به ستادهاي انتخاباتي اينجانب آغاز شد و سپس به ستاد مركزي و ساير ستادها در سطح كشور گسترش يافت.»
نخست‌وزير دوران امام تصريح كرد: «بنده يك راي بيشتر نداشتم و مي‌توانستم از حق خودم بگذرم، ولي از حقوق مردم نمي‌توانستم بگذرم، چون ما مسلمان هستيم و آموز‌ه‌هاي ديني به ما اجازه نمي‌دهد به دروغ تن بدهيم. قصد ما اين بود كه پس از تلاش نفسگير ايام انتخابات، نتيجه هر چه باشد آن را بپذيريم، اما آنچه اتفاق افتاد ما و جامعه را به اين سمت كشاند.»
وي در ادامه سخنان خود با نقد عملكرد متصديان رفتار آنان را فراقانوني دانست و گفت: «اگر در جريان انتخابات وحوادث پس از آن مطابق قانون و انصاف عمل مي‌شد ما شاهد اين حوادث نبوديم، بلكه اگر بنده هم روي مسائلي پا‌فشاري مي‌كردم مورد اعتراض مردم قرار مي‌گرفتم كه چرا تندروي مي‌كنم. اما ناديده گرفتن قانون و فراتر از قانون عمل كردن و ناديده گرفتن كرامت و حقوق ذاتي شهروندان موجب پيدايش جنبش اعتراضي و ابعاد روز افزون آن شد.»
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به عوامل تحريك احساسات مردم و تداوم موج اعتراضات گفت: «‌به فاصله كمي از انتخابات فردي كه به فراخور عنوانش بايد نمونه ادب باشد يك ساعت و اندي در تلويزيون صحبت كرد و 37 مرتبه نام بنده را به زبان آورد و اين برنامه 3 بار از صدا‌و‌سيما پخش شد بدون آنكه كوچكترين فرصتي براي پاسخگويي داده شود. اين تنها يك نمونه از رفتارهاي غيرمنصفانه و تحريك‌كننده‌اي بود كه مردم را عصبي كرد و موجب گسترش آشوب‌ها شد. حال آنكه اگر مردم از مسوولان نظام انصاف و احترام به حقوق ذاتي‌شان را مي‌ديدند تجمعي همانند راهپيمايي چند ميليوني25 خرداد مي‌توانست آبي بر آتش خشم آنان باشد. در حالي كه با رفتارهاي غلط و زشت بعدي روز به روز از چنين سرانجامي دورتر شديم.» وي سپس به سوءاستفاده از ظرفيت و جايگاه برخي نهادها و رو در رو قرار دادن آنها با مردم اشاره كرد و گفت: «همه ما به انقلاب علاقه داريم. ما به نهادهايي چون بسيج وسپاه علاقه داريم، چون فكر مي‌كنيم بسيج براي مقابله با دشمن است و سپاه براي آن ايجاد شده تا در مقابل دشمنان بايستد. آيا تلاش براي وابسته نشان دادن حركت خودجوش مردم از سوي صداوسيما و ساير رسانه‌هاي دولتي زمينه بي‌اعتمادي مردم به دستگاه‌هاي تبليغاتي را فراهم نمي‌كند؟»
موسوي همچنين در بخش ديگري از سخنان خود هدف دادگاه‌هاي هفته‌هاي اخير را اثبات يك توهم بي‌اساس دانست و با اشاره به نقض اصول اوليه دادرسي قضايي از جمله دسترسي آزاد متهمان و خانواده‌هاي آنان به وكيل و آزادي‌‌آنها در دفاع از خود تاكيد كرد: «آيا نبايد در برپايي يك دادگاه اصول اوليه دادرسي در مورد دسترسي متهمان و خانواده آنان به وكيل و آزادي آنان در دفاع از خود رعايت شود.
نقل از: روزنامه اعتماد ملی

شروح دیدار اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشكي ايران با رییس جمهور منتخب مردم

نمي‌توان بخش‌هايي از قانون اساسي را اجرا كرد و بخش‌هاي ديگر آن را دور انداخت

مهندس مير حسين موسوي گفت: آنچه موجب پيدايش جنبش اعتراضي مردم و ابعاد روزافزون آن شده است ناديده گرفتن قانون و كرامت و حقوق ذاتي شهروندان و رفتارهاي فراقانوني است.

وي كه در ديدار با اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشكي ايران اين مطالب را عنوان مي‌كرد افزود: اگر به جاي آنكه مردم را خس وخاشاك بنامند و تحقير كنند و در صدا وسيما شروع به جو سازي كنند، مواضع منصفانه‌اي مي‌گرفتند و اگر قبل از آن كه مردم به خيابان ها بيايند در چارچوب قانون و با احترام به حقوق مردم با آنان برخورد مي‌كردند ما امروز با بسياري از بحران‌ها روبرو نبوديم. او همچنين تاكيد كرد: شبيه نظام جمهوري اسلامي در جهان وجود ندارد، به همين نسبت حفظ و حراست از آن هم كار دشواري است. وي افزود: شعارهاي ما در طول انتخابات در چارچوب قانون اساسي واصولي كه مردم باور دارند انتخاب شد، امروز هم به همان شعار ها پايبند هستيم و يقين داريم اگر با خواست مردم منصفانه برخورد مي‌شد و دستگاه‌هاي تبليغي به جاي پيوند دادن حركت‌هاي خودجوش مردم به بيگانگان و وارونه نشان دادن حقايق سعي در اقناع افكار عمومي با نقد منصفانه و التزام به راست‌گوئي مي‌كردند به نفع نظام بود و روح بدبيني وبي‌اعتمادي به جامعه دميده نمي‌شد.

نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در اين ديدار به تشريح بخشي از ناگفته‌هاي روز انتخابات پرداخت و گفت: از چند روز قبل از 22 خرداد ستادهاي ما با موج عظيمي از تماس‌هاي مردمي كه حاكي از زمينه‌چيني گسترده براي تقلب در انتخابات بود و اطلاعات دقيقي در مورد تحركات در دست انجام و سناريوهايي كه براي روز انتخابات و بعد از آن طراحي شده است مواجه گرديد، به صورتي كه در شب انتخابات مجبور به صدور اطلاعيه‌اي براي فراخواندن مردم به خوش‌بيني نسبت به مجريان و پرهيز از قصاص قبل از جنايت شديم. اما آنچه در فرداي آن شب ديديم عبارت از به اجرا درآمدن پيش‌بيني‌هاي ارائه شده به ما يكي پس از ديگري و قرائن بي‌شماري بود كه سلامت جريان حوادث را زير سوال مي‌برد. آري تعليمات اسلامي ما را ملزم مي‌كند كه نسبت به اعمال مومنين با حسن ظن برخورد كنيم، اما همين تعليمات به ما اجازه نمي‌‌دهد كه تن به دروغ دهيم.

مهندس موسوي در ادامه صحبت خود به حوادث روز انتخابات پرداخت و گفت: با تمام اين احوال ما در ابتدا فكر كرديم كه شايد آنچه شاهد آن هستيم ناشي از سوء تدبير است، براي همين خود من تلاش كردم با مسئولان كشور تماس بگيرم و همان روز دوبار با رئيس قوه قضائيه، دو بار با دادستان كل كشور، دو بار با رئيس مجلس و چهار بار با بيت رهبري موضوع را مطرح كردم. علاوه بر اين گروهي از طرف ستاد به ديدار وزير كشور رفتند تا نگراني‌هاي مردم را منتقل كنند و عجيب بود كه وزير كشور در حالي كه در آن روز قاعدتا تنها كارش بايد رسيدگي به مسائل مربوط به انتخابات باشد پس از مدت زيادي معطل كردن افراد اعزام شده به آنان وقت ملاقات نداد. اينها قرائني بود كه يكي پس ازديگري انباشته مي‌شد تا اين كه از عصر روز 22 خرداد حمله به ستادهاي انتخاباتي اينجانب آغاز شد و سپس به ستاد مركزي و ساير ستادها در سطح كشور گسترش يافت و مشخص شد كه طرح و برنامه‌اي براي تقلب در انتخابات وجود دارد. البته بنده يك راي بيشتر نداشتم و مي‌توانستم از حق خودم بگذرم، ولي از حقوق مردم نمي توانستم بگذرم، چون ما مسلمان هستيم وآموز‌ه‌هاي ديني به ما اجازه نمي‌دهد به دروغ تن بدهيم. قصد ما اين بود كه پس از تلاش نفس گير ايام انتخابات، نتيجه هر چه باشد آن را بپذيريم، اما آنچه اتفاق افتاد ما و جامعه را به اين سمت كشاند .

مهندس موسوي در ادامه سخنان خود با نقد عملكرد متصديان رفتار آنان را فراقانوني و موجب اصلي حوادث اخير كشور دانست و گفت: اگر در جريان انتخابات وحوادث پس از آن مطابق قانون و انصاف عمل مي‌شد ما شاهد اين حوادث نبوديم، بلكه اگر بنده هم برروي مسائلي پا فشاري مي‌كردم مورد اعتراض مردم قرار مي‌گرفتم كه چرا تندروي مي‌كنم. اما ناديده گرفتن قانون و فراتر از قانون عمل كردن و ناديده گرفتن كرامت و حقوق ذاتي شهروندان موجب پيدايش جنبش اعتراضي و ابعاد روز افزون آن شد. وي با اشاره به عوامل تحريك احساسات مردم و تداوم موج اعتراضات گفت: به فاصله كمي از انتخابات فردي كه به فراخور عنوانش بايد نمونه ادب باشد يك ساعت و اندي در تلويزيون صحبت كرد و 37 مرتبه نام بنده را به زبان آورد و اين برنامه 3 بار از صدا وسيما پخش شد بدون آن كه كوچكترين فرصتي براي پاسخگويي داده شود. اين تنها يك نمونه از رفتارهاي غيرمنصفانه و تحريك ‌كننده‌اي بود كه مردم را عصبي كرد وموجب گسترش آشوب‌ها شد. حال آن كه اگر مردم از مسئولان نظام انصاف و احترام به حقوق ذاتي‌شان را مي‌ديدند تجمعي همانند راهپيمائي چند ميليوني25 خرداد مي‌توانست آبي بر آتش خشم آنان باشد .در حالي كه با رفتارهاي غلط و زشت بعدي روز به روز از چنين سرانجامي دورتر شديم.

نخست وزير دوران جنگ سپس به سوء استفاده از ظرفيت و جايگاه برخي نهادها و رو در رو قرار دادن آنها با مردم اشاره كرد و گفت: همه ما به انقلاب علاقه داريم. ما به نهادهائي چون بسيج وسپاه علاقه داريم، چون فكر مي‌كنيم بسيج براي مقابله با دشمن است و سپاه براي آن ايجاد شده تا در مقابل دشمنان بايستد. آيا صف كردن سپاه و بسيج درمقابل مردم لطمه به افتخارات آنان نيست؟ و آيا تلاش براي وابسته نشان دادن حركت خودجوش مردم از سوي صداوسيما و ساير رسانه‌هاي دولتي زمينه بي‌اعتمادي مردم به دستگاه هاي تبليغاتي را فراهم نمي‌كند؟ ما مي‌گوئيم به جاي آن كه جمعيت‌هاي ميليوني مردم رامتهم كنيد، براي يافتن متهمان اصلي در بين كساني بگرديد كه با كارگرداني وصحنه‌گرداني جنگ مسموم تبليغاتي اعتماد و آ رامش مردم را هدف گرفتند و با تحليل‌هاي ماليخواليايي خود به دشمن خدمت مي‌كنند. يقينا جرياناتي كه در طول اين دو ماه در صدا وسيما وهمچنين در روزنامه كيهان با مردم مي‌جنگيدند تامين كننده منافع و در طول سياست‌هاي آمريكه وانگليس هستند.

مهندس موسوي همچنين در بخش ديگري از سخنان خود تنها هدف دادگاه‌هاي نمايشي هفته‌هاي اخير را اثبات يك توهم بي‌اساس دانست و اجراي اين سناريوها بر عليه فرزندان انقلاب را تقبيح كرد. او با اشاره به نقض اصول اوليه دادرسي قضايي از جمله دسترسي آزاد متهمان و خانواده‌هاي آنان به وكيل و آزادي‌‌ آنها در دفاع از خود تاكيد كرد: اين چنين دادگاه‌هايي حتي اگر براي دشمنان انقلاب برگزار مي‌شد شايسته جمهوري اسلامي نبود. آيا نبايد در برپايي يك دادگاه اصول اوليه دادرسي در مورد دسترسي متهمان و خانواده آنان به وكيل و آزادي آنان در دفاع از خود رعايت شود.

وي افزود: اخباري كه متاسفانه به تواتر رسيده است اگر درست باشد جا دارد انسان سر زير خاك كند. آيا اين نحوه برخورد با مردمي كه با شعار الله اكبر به صحنه آمده اند به نفع كشور است! به نظر من اين گونه عمل كردن موضوع را بغرنجتر مي‌كند و راه‌حل آن رااز دسترس دورتر مي‌برد و زمينه بدبيني واعتراضات را وسعت مي‌بخشد.

مهندس موسوي در خاتمه به شكل‌گيري تشكيلات راه سبز اميد به عنوان يك نهضت فراگير اشاره كرد و گفت رنگ سبز نماد اين راه و مطالبه اجراي بدون تنازل قانون اساسي شعار آن است و شبكه‌هاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بي‌شمار و گسترده در سطح جامعه بدنه اين جنبش هستند. در حقيقت راه سبز اميد ادامه شعار راهبري هر شهروند يك ستاد است كه اين بار براي مطالبات به حق مردم و استيفاي حقوق آنان شكل مي‌گيرد. او گفت: نمي‌توان بخش‌هايي از قانون اساسي را اجرا كرد و بخش‌هاي ديگر آن را دور انداخت. همين دادگاه‌هاي نمايشي و كتك‌زدن و آزار مردم در خيابان‌ها نشان‌دهنده يك ساختار‌شكني روشن است و ربطي به قانون اساسي و اعتقادات ديني و ملي ما ندارد.

مردم تشنۀ یک رسانۀ فراگیر قابل اعتماد هستند

در این دیدار ابتدا دکتر ظفرقندی ضمن تشریح فعالیت های صنفی، سیاسی و تشکیلاتی انجمن، حمایت بخش اعظم جامعۀ پزشکی کشور از مهندس موسوی را در انتخابات اخیر و وقایع پس از آن مورد تأکید قرار داد. وی با ارائۀ تحلیلی از شرایط موجود تداوم جدی این حمایت ها که اکنون ابعاد وسیع تری یافته است را اعلام و بر خواسته های مشترک مردم که در کلام وبیان مهندس موسوی وچارچوب مواضع وی متجلی است تأکید کرد.

سپس دکتر نوربالا، دکتر آشفته، دکترحریرچی، دکتر شیخ رضائی، دکتر شجاعی، دکتر واعظ زاده، دکتر شکوری راد، دکتر سروش و دکترسالاری فر به تشریح دیدگاههای خود پرداختند.

خلاصۀ نکات مورد توجه و تأکید سخنرانان عبارت بود از:

- فقدان رسانۀ فراگیر و مناسب که بتواند خلاء ارتباطی حامیان و هواداران را با رهبری جنبش برقرار کند کاملاً محسوس است و باید برای آن چاره ای اندیشید. عملکرد یک جانبه و همراه با تحریف و جعل اخبار در صدا و سیما موجب توجه مردم به رسانه های بیگانه، که در ارائۀ اخبار حرفه ای عمل می کنند و موجب جذب مخاطب و اعتماد آنها می شوند، شده است. این رسانه ها طبیعتاً اهداف خود را دنبال می کنند و در غیاب رسانۀ مطلوب ملی توان بیشتری در اثر گذاری می یابند. مردم در اعتراضات خود مصمم و پیگیر هستند. به همین دلیل تشنۀ یک رسانۀ فراگیر قابل اعتماد هستند و باید برای آن فکری بشود.

- رفتار حاکمان فعلی کل نظام جمهوری اسلامی را، با سابقۀ سی ساله آن، در انظار جهانیان به زیر سوال می برد و این گونه القاء می شود که سرنوشت همۀ نظام های دینی و ارزشی این چنین خواهد بود. نباید بگذاریم وجهۀ نظام جمهوری اسلامی که ثمرۀ مجاهدت های امام، خون شهدا و فداکاری ها و زحمات مردم است بیش از این تخریب شود. اگر علاقمندان به نظام سینه سپر نکنند و در صف مقدم این حرکت قرار نگیرند جای آنان را کسان دیگری پر می کنند که هدفشان ممکن است روشن و مشخص نباشد.

- امیدی که در مردم ایجاد شده برای آنان عزیز تر از جانشان است. آنها حاضرند برای حفظ این امید جان خود و عزیزانشان فدا شود. آنها یی که در این را شهید داده اند و یا آسیب دیده اند، پشیمان نیستند بلکه خواستار ادامۀ حرکت تا رسیدن به مقصود هستند. آنها نگران این هستند که مبادا خون شهدایشان به فراموشی سپرده شده و پایمال شود و نوعاً قدر شناس شما، بخاطر عدم سازش و ایستادگی بر اصول و پیگیری مجدانۀ حق شان، هستند.

- جوانها در این جنبش نشان دادند که همۀ تصورات در مورد بی انگیزگی و خمودگی آنها غلط بوده است و آنها بسیار جسور تر و پیگیر تر از نوع ما، که جوانهای دورۀ انقلاب بوده ایم، در صحنه حاضر هستند. علاوه براین روحیۀ بالا، آنها شعور بسیار زیادی را از خود در تنظیم آهنگ حرکت و طرح شعارها به نمایش گذاشته اند که بنظر می رسد حاصل تجربیات دورۀ اصلاحات است. آنها اسیر رادیکالیسم و تندروی نمی شوند و به شعارهای ساختار شکنانه، که می تواند به اصل حرکت فراگیر مردم لطمه بزند، توجه نمی کنند. آنها خیلی هوشمندانه حرکت خود را با رهبری جنبش هماهنگ می کنند. به همین دلیل این ارتباط باید نزدیک تر و مستمر تر باشد.

- ما از حضرت علی آموخته ایم که اگر مسلمان از شنیدن اینکه در قلمرو حکومت اسلامی خلخال از پای زن یهودی کشیده شده است دق کند بر او ملامتی نیست. آیا این همه شهید و مجروح به اندازۀ آن نبوده است که صدای برخی از علما بلند شود و اعتراضی بکنند؟ البته مردم قدر شناس مراجع و علمایی که واکنش های شایسته نشان داده و با آنان همراهی کرده اند و یا مرهم بر زخمشان گذاشته اند، هستند.

- باید وقایع اخیر آسیب شناسی شود. بنظر می رسد در حرکت انقلاب اسلامی برخی محاسبات اشتباه بوده و در مورد برخی موضوعات ساده اندیشی وجود داشته است که پس از سی سال کار به اینجا رسیده است.
- رابطۀ نخبگان با بدنۀ جامعه کم شده است. ما قبلاً بیشتر به میان مردم می رفتیم و با آنان ارتباط داشتیم. همین که برای آنها کار می کردیم و می دیدند ما اهل نماز و روزه و شعائر دینی هستیم خودش بهترین تبلیغ بود. این نوع ارتباطات کم شده و مردم ما را کمتر در کنار خود می بینند.

- در بارۀ مهدویت و امام زمان عوام فریبی گسترده ای وجود دارد. باید در این زمینه آگاهی بخشی در جامعه صورت بگیرد تا از اعتقادات دینی مردم سوء استفاده نشود.

- اگر چه نتیجه انتخابات به گونه ای دیگر اعلام و بدان عمل شد ولی دستاوردهای جنبش فراتر از رئیس جمهور شدن نامزد مورد علاقۀ ما بوده است و نتیجه حرکت به هیچ وجه،یا در مجموع، شکست نبوده است. مردم در شما صداقت و صلابت را دیدند و در کنار اصلاح طلبی اصولگرایی واقعی را دیدند و اعتماد کردند و با این اعتماد همچنان امیدوارند. حضور شما باعث باز پس گیری شعارهای اصیل انقلاب از کسانی شد که آن شعارها را بناحق برای خود مصادره کرده بودند.

- ما نه در این انتخابات، بلکه از سالهای سال پیش شما را می شناخته ایم و ارادت داشته ایم. طیف حامیان و هواداران شما خیلی گسترده است. برخی هم این سوال در ذهنشان است که آیا از ظرفیتی که در جریان انتخابات بدست آمد بهتر از این نمی شد استفاده کرد. آیا ظرفیت های قانونی بخوبی استفاده شد؟ پاسخ این انتقادها چیست؟

- ما نگران این هستیم که طرف مقابل برای برون رفت از بحرانی که گرفتارش است به فکر ایجاد بحران بزرگتری باشد که کل کشور را تهدید کند و آن نوعی حملۀ خارجی به ایران است. یک حملۀ خارجی به آنها این فرصت را می دهد که هر صدای مخالفی را با شدید ترین وجهی سرکوب کنند. آنها ممکن است این نسخه را برای رهایی خود تجویز کنند در حالی که می تواند برای کل کشور بسیار خسارتبار باشد.

نقل از: وب سایت نوروز

۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه

تجاوز به زندانيان: نگاهي به نامه تاريخي آيت الله منتظري در سال 67


بي ترديد، نامه حجة الاسلام والمسلمين مهدي كروبي خطاب به آيت الله هاشمي رفسنجاني مبني بر اعمال تجاوز به زندانيان پسر و دختر را بايد يكي از بي سابقه ترين افشاگري هاي انجام شده توسط شخصيت هاي مهم نظام دانست. نامه اي كه البته با تكذيب برخي از اصولگرايان تندرو و موضع گيري هاي شديد آنها همراه بود. مسئله تجاوز در زندان اما مسئله تازه اي نبوده و پيشتر هم توسط برخي از بزرگان نظام مطرح شده است. مهمترين آنها نامه تاريخي آيت الله منتظري بود كه در سال 67 خطاب به امام خميني نوشته شد. نامه اي كه به عزل و حصر خانگي آيت الله منتظري منجر شد. بخش هايي از اين نامه و به بيان بهتر "رنج نامه" در ادامه آمده است. قضاوت با شما!

[. . . آيا مي دانيد در زندانهاي جمهوري اسلامي به نام اسلام جناياتي شده كه هرگز نظير آن در رژيم منحوس شاه نشده است؟ آيا مي دانيد عده زيادي زير شكنجه بازجوها مردند؟ آيا مي دانيد در زندان مشهد در اثر نبودن پزشك و نرسيدن به زندانيهاي دختر جوان، بعدا ناچار شدند حدود بيست و پنج دختر را با اخراج تخمدان و يا رحم ناقص كنند؟ آيا مي دانيد در زندان شيراز دختري روزه دار را با جرمي مختصر بلافاصله پس از افطار اعدام كردند؟ آيا مي دانيد در بعضي زندانهاي جمهوري اسلامي دختران جوان را به زور تصرف كردند؟ آيا مي دانيد هنگام بازجويي دختران، استعمال الفاظ ركيك ناموسي رايج است؟ آيا مي دانيد چه بسيارند زندانياني كه در اثر شكنجه هاي بي رويه، كور يا كر يا فلج يا مبتلا به دردهاي مزمن شده اند و كسي به داد آنان نمي رسد؟ آيا مي دانيد در بعضي زندانها حتي از نور روز هم براي زنداني دريغ داشتند اين هم نه يك روز و دو روز بلكه ماهها؟ آيا مي دانيد برخورد با زنداني حتي پس از محكوميت فقط با فحش و كتك بوده؟ آيا مي دانيد روحاني و روحانيت در نظر مردم مورد تنفر واقع شده است؟ قطعا به حضرتعالي خواهند گفت اينها دروغ است و فلاني ساده انديش. اما من از داخل زندانها و رفتار با آنان اطلاع دارم و مي بينم جنايت مي شده و شوراي عالي قضايي كه وظيفه دارد يا نمي داند و يا جرات اقدام ندارد . . .]

مسئله تجاوز به زندانيان و نقض حقوق آنان مسئله امروز ايران نيست. با اين وجود، همواره مسئولان چشمانشان را به روي اين حقيقت بستند و به جاي علاج، صورت مسئله را پاك كردند. آنان به واقع آسان ترين راه را انتخاب كردند و آن حمله به شخصي بوده كه با شجاعت اين حقيقت تلخ را مطرح نموده است. اما آيا به راستي آسان ترين راه كم هزينه ترين راه هم هست؟ و آيا تاريخ براي مهدي كروبي هم تكرار مي شود؟

۱۳۸۸ مرداد ۲۳, جمعه

متن كامل مطالب درخواست آيت الله دستغيب مبني بر تشكيل فوري مجلس خبرگان

متن كامل درخواست آيت الله سيد علي محمد دستغيب مبني بر تشكيل فوري مجلس خبرگان رهبري كه در وب سايت ايشان منتشر شده است به شرح ذيل است:
«مداد العلماء أفضل من دماء الشهداء» فقیه عادل یعنی با فهم و ادراک نسبت به قرآن و سنت و عامل به آن و آزاد از زنجیرهای حبّ دنیا و ریاست و غالب بر هوای نفس، چنین شخص فقیه و مجتهد در هر زمان و مکانی باشد بر آن عدّه که از او استقبال می کنند ولایت دارد؛ یعنی از امتحان الهی خوب در آمده و نیز مورد استقبال مردم واقع شده. امّا اینکه گفته شود این شخص بر همه نقاط کره زمین ولایت دارد بی مدرک است.
در زمان امام خمینی (ره) تمام فقهاء و مراجع خودجوش مرجعیّت و فقاهت ایشان را امضاء کردند و اکثریّت قریب به اتفاق مردم با میل و رغبت استقبال نمودند؛ در آن موقع علماء و مردم هر دو متّفقاً دست به دست هم دادند و ایشان را مرجع و ملجأ و رهبر خویش قرار دادند، لذا پیروزی به این صورت و در مدّت کوتاهی به دست آمد. چنان چه این معنی از زمان غیبت صغری تا به حال برقرار بوده و از مرجعیت و زعامت میرزای شیرازی (سیّد محمّد حسن(ره)) که با امضای چهارصد نفر مجتهد و استقبال عظیم مردم تحقّق یافت، چندان مدّتی نگذشته و ایشان با گریه این سمت را پذیرفتند.
بنابر روایات، هر فقیهی فی الجمله ولایت دارد چنان چه امام خمینی(ره) نیز فرمودند؛ امّا ولایت مطلقه، اعلمیت و اعدلیت و پشتیبانی قاطع علما و مردم را می طلبد.
این که امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این انقلاب ضربه نخورد یعنی همین که اگر مردم حمایتشان را از این ولایت فقیه برداشتند، دیگر از این ولایت کاری ساخته نیست و در واقع ارزشی ندارد.
وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند. این قانون حاصل خون هزاران شهید و جانباز و نتیجه تحمّل زندان ها و شکنجه های استبداد شاهنشاهی و تبعید شدن علما و روحانیون و نخبگان است، که در اوّلین فرصت بعد از انقلاب به دستور امام امّت و نجات دهنده مردم ایران از استبداد و استعمار و استثمار، به وسیله خبرگان ملّت، از فقها و روشنفکران تدوین شد، و برای تأمین نظرات حضرت امام خمینی(ره) اصل ولایت فقیه در آن گنجانده شد و مردم، قانون اساسی را تأیید کرده و رأی دادند و به دنبال آن هستند. در وقایع اخیر (انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) اعتراض مردم در راهپیمایی ها که هنوز هم معترضند، به نتیجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گردید مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.
چه کسانی جز خبرگان، حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند. مجلس خبرگان قانون اساسی مجلسی بود نظیر همین خبرگان فعلی و بعضی از اعضای این مجلس از اعضای آن بودند و در تدوین قانون اساسی شرکت داشتند. مردم از ایشان می خواهند که به خواسته های آنها بر طبق قانون اساسی رسیدگی شود.
معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند.در انتخابات چند دوره قبل بیش از بیست میلیون از مردم به سیّد بزرگوار حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی رأی دادند و در دو دوره رئیس جمهورشان بود. ما با آن بزرگوار چه کردیم، روحانی که از صنف خودمان بود، پدرشان از فقها و خودشان مورد تأیید امام امّت(ره) و مقبول جامعه، آیا یک بار از ایشان دعوت شد که در جلسه ای از شانزده اجلاسیه خبرگان بیایند و به سؤالات پاسخ دهند یا او را از خود دور کردیم و حتّی گفته شد او اجنبی است و اتّهامات دیگر.
امّا رئیس دولت نهم که در کسوت روحانیت نبود چند بار از او دعوت شد و به سؤالات هم پاسخ نداد و دیگری را برای این جهت معیّن کرد و بعضی از اعضای خبرگان اعتراض به نامربوط بودن مطالب نمودند. آیا این محلّ سؤال برای مردم نیست که چرا خبرگان این همه تبعض قائل می شوند؟
اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعادۀ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلۀ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد و حفظ نظام این است، که باید بماند، و اشخاص می روند امّا اعمال و رفتار آنها باقی است. مخفی نباشد که خبرگان مجتهد هستند و تقلید بر مجتهد حرام است. یعنی تشخیص صدق و کذب هر موضوعی باید با تحقیق و تفحّص بر طبق شرع و قانون صورت گیرد.
و السلام
سیّد علی محمّد دستغیب

نامه مجمع نمایندگان ادوار مجلس به رئیس مجلس خبرگان (هاشمی): خبرگان به وظیفه نظارتی خود عمل کند

باسمه تعالی
حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی ایران
به استحضار می‌رساند: مصادره آرای مردم، انتخابات 22 خرداد را به یک تراژدی تبدیل نمود. بازگویی وقایع پس از بیست و دوم خرداد ماه که با یورش عناصر نظامی‌, انتظامی‌, بسیجی و لباس شخصی و اطلاعاتی و به خاک وخون کشیدن تعدادی از مردم بی‌دفاع و سپس بازداشت گسترده اهل قلم و فعالان سیاسی و نخبگان و مردم عادی و اعمال وحشیانه‌ترین رفتارها نسبت به آنها و نمایشگاه دادگاه صد نفری که یادآور محاکمات استالین است، دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. چگونه می‌شود باور کرد که داستان شکنجه‌ها و رنج‌ها و آزارهای بازداشت شدگان کهریزک رنج‌بارتر وغم‌انگیزتر از گوانتانامو و ابوغریب تحت تصدی اشغالگران امریکایی باشد.
نامه دردمندانه برادر شجاع و دلسوز، جناب آیت الله کروبی، به حضرتعالی؛ داستان تعدی اتباع دولت مهاجم نسبت به اتباع کشور مورد اشغال نیست، بلکه تراژدی بزرگی است که در زندانهای جمهوری اسلامی به وقوع پیوسته است. روشن است که نمی‌توان در برابر این وقایع شوم سکوت پیشه کرد.
حضرت امام خمینی در کتاب ولایت فقیه در باب حکومت بر وفق قانون می‌فرمایند: "همه درامان قانونند, در پناه قانون اسلامند, مردم و مسلمانان در دائره مقررات شرعی آزادند؛ یعنی بعد از آنکه طبق مقررات شرعی عمل کردند، کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو, این حرف‌ها در کار نیست, آزادی دارند و حکومت عدل اسلامی چنین است, مثل این حکومت‌ها نیست که امنیت را از مردم سلب کرده‌اند؛ هرکس در خانه خود می‌لرزد که شاید الان بریزند و کاری انجام دهند, چنانچه در حکومت معاویه و حکومت های مانند آن امنیت را از مردم سلب نموده و مردم امان نداشتند, به تهمت یا صِرف احتمال می‌کشتند ..." این برداشت ملت بزرگ ما از امام و نظام اسلامی بوده است. اینک باید پرسید که چه نسبتی بین این سخنان و آنچه این روزها در کشور می‌گذرد، وجود دارد؟؟
با توجه به اینکه برخلاف بعضی نظام‌های سیاسی که رهبر را مبرای از مسؤلیت می‌دانند، در نظام جمهوی اسلامی ایران نه تنها رهبر از مسئولیت مبرا نیست، بلکه طبق اصل 107 قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با سایر افراد کشور در مقابل قانون, رهبر همه مسئولیت‌های ناشی از ولایت امر را برعهده دارند و به موجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه کشور زیر نظر رهبر فعالیت می‌نمایند؛ پاسداری از قانون اساسی و حقوق مردم و توجه به وظایف خبرگان رهبری از نکته‌هایی است که بیش از هر چیز وظیفه و مسئولیت شما را سنگین‌تر می‌نماید.
بررسی اقدامات و فعالیت‌ها و عملکرد نهادها و قوای انتظامی و نظامی و دستگاه قضایی در وقایع اخیر، از اهمیت اساسی برخوردار است. این بررسی‌ها راهی برای بازگشت اعتماد عمومی و پاسداری از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی است, برهمین اساس مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی‌های قانونی وفق اصل 111 قانون اساسی را که از وظایف خبرگان رهبری است، مورد درخواست قرار داده و ازحضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظیفه و رسالت قانونی اقدامات لازم را به عمل آورید.
والسلام علی من التبع الهدی
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی

۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه

آيت الله دستغيب: بايد مجلس خبرگان فوراً تشکيل شود و به شکايات مردم به وسيله نمايندگان آنها يعنی ميرحسين موسوی و مهدی کروبی رسيدگی شود


آيت الله سيدعلی محمد دستغيب، از اعضای مجلس خبرگان رهبری، خواستار تشکيل فوری مجلس خبرگان رهبری شد. آيت الله دستغيب می گويد برای اعاده ی حيثيت از مرجعيت، تا دير نشده است، بايد مجلس خبرگان رهبری بصورت علنی تشکيل شود و به شکايات مردم به وسيلۀ نمايندگان آنها يعنی ميرحسين موسوی و مهدی کروبی رسيدگی شود.
به گفته آيت الله دستغيب اعتراض مردم در راهپيمايي‌ها که هنوز به نتيجه انتخابات و روند آن معترضند، به خاطر عمل نشدن به قانون است.
عزل و نصب رهبر جمهوری اسلامی، از جمله وظايف مجلس خبرگان رهبر است.


نقل از: VOA News