۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

خبرهایی از اوین- امیدواری وکیل بهزاد نبوی نسبت به آزادی وی

وكيل بهزاد نبوي، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ابراز اميدواري كرد که درخواست تبديل قرار بازداشت وي به وثيقه يا كفالت، به دليل وضعيت جسماني‌اش مورد موافقت قرار گيرد و چریک پیر هرچه زودتر آزاد شود.
به گزارش نوروز، وكيل بهزاد نبوي، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ابراز اميدواري كرد که درخواست تبديل قرار بازداشت وي به وثيقه يا كفالت، به دليل وضعيت جسماني‌اش مورد موافقت قرار گيرد و چریک پیر هرچه زودتر آزاد شود.
صالح نيكبخت در گفت‌وگو با ايلنا، در خصوص آخرين وضعيت بهزاد نبوي که در هفته گذشته به دلیل عود بیماری فتق تحت عمل جراحی قرار گرفت، گفت: نبوي همچنان در بيمارستان خاتم الانبياء تحت مراقبت و نگهداري است.
وكيل بهزاد نبوي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينكه آيا احتمال دارد، قرار بازداشت موكلش به وثيقه يا كفالت تبديل شود يا خير؟ اظهار داشت: به نظر مي‌رسد درخواست اينجانب و خانواده نبوي به سبب وضعيت جسماني وي و همچنين دستور پزشكان متخصص كه خواستار حضور نبوي در مكاني آرام و بدون استرس و اضطراب هستند، مورد توجه دادستان تهران قرار گرفته است.
نيكبخت ابراز اميدواري كرد، درخواست تبديل قرار بازداشت نبوي به وثيقه يا كفالت، به دليل وضعيت جسماني‌اش مورد موافقت قرار گيرد و وي هرچه زودتر آزاد شود.بهزاد نبوی که 68 سال سن دارد و پیش از این عمل جراحی قلب نیز انجام داده است.
نقل از: سايت موج سبز آزادي

۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه

درخواست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از مراجع عظام برای آزادی بهزاد نبوی


بدنبال تشديد بيماري بهزاد نبوي در زندان انفرادي و انجام عمل جراحي روي وي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با صدور اطلاعيه اي ضمن دادن هشدار نسبت به حفظ سلامت عضو شوراي مركزي خود، از همه شخصيت هاي روحاني و غير روحاني كشور كه نسبت به نبوي شناخت بلاواسطه دارند درخواست كرد تا براي آزادي وي تلاش كنند.متن كامل اين اطلاعيه به شرح زير است:
ملت شریف ایران
روز پنج شنبه گذشته آقای بهزاد نبوی که بیش از سه ماه در بازداشت انفرادی به سر می برد، تحت عمل جراحی قرار گرفت. او که پیش از این سابقه عمل قلب داشته است، به رغم وضعیت جسمی نامناسب همچنان در بازداشت غیر قانونی و در زندان انفرادی نگهداری می شود این درحالی است که از دو ماه پیش بازجویی های وی به کلی قطع شده و از ملاقات با وکیل محروم است.
سئوال این است بهزاد نبوی که هیچ بهانه ای ولو به ظاهر قانونی برای دستگیری او وجود نداشته و با توجه به بازداشت وی در اولین روزهای پس از برگزاری انتخابات علی القاعده بهانه های واهی نظیر دخالت در ناآرامی ها و اعتراضات مردمی در مورد او منتفی است، به چه جرم و اتهامی دستگیر شده و این چه جرم و اتهامی است که با گذشت نزدیک به چهار ماه هنوز پرونده وی تکمیل نشده و به رغم وضعیت جسمی نامناسب و نگران کننده همچنان باید در سلول انفرادی نگهداری شود؟
بهزاد نبوی شخصیت ناشناخته ای نیست. چریک مبارز و زندانی قبل از انقلاب، یار دیرین و معتمد شهید رجایی، شخصیت مورد علاقه و عنایت امام، وزیر کابینه های مختلف بعد از انقلاب، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی که از نظر سلامت مالی و پاکی اخلاقی در میان دولتمردان چهره ای شاخص به شمار می رود، امروز به چه اتهامی باید در آستانه سن هفتاد سالگی در سخت ترین شرایط حبس به سر ببرد؟
ما هیچ دلیلی جز حقدها و کینه های شخصی و ذهن های مشوش گرفتار بیماری توهم توطئه برای این رفتار قساوت بار نمی یابیم. جرم بهزاد نبوی این است که در سراسر زندگی سیاسی خود در قبل و بعد از انقلاب با انحصار طلبی و خودکامگی مبارزه کرده و در برابر قدرت پرستان استبداد طلب نه گفته و همواره بر حق ملت در حاکمیت بر سرنوشت خویش تأکید کرده و با پایداری بر این مسیر خشم و کینه بسیاری را علیه خود انباشته است.
ما به خوبی می دانیم که به بند کشندگان نبوی هیچ دلیل و مدرکی برای متهم کردن وی در دست ندارند. تحت فشار قرار دادن بسیاری از زندانیان و بازداشت شدگان به منظور اعتراف علیه بهزاد نبوی به روشنی از دستان خالی بازجویان و سرافرازی و روسفیدی نبوی حکایت دارد. آنان نیک می دانند بهزاد نبوی کسی نیست که در اثر فشار و شرایط ناگوار زندان در برابر خواسته های بازجویان تمکین کند. بنابراین نگهداری او در سلول انفرادی هیچ دلیل و انگیزه ای جز حس انتقام گیری و ذهنیت بیمار توطئه بین ندارد. و این همان حقیقتی است که ما را نسبت به سرنوشت وی نگران می کند. زیرا با وجود چنین واقعیتی آینده بازداشت و رسیدگی به پرونده اش را نمی توان براساس ضوابط قانونی پیش بینی کرد و انتظار رفتاری براساس موازین عادلانه و قانونی با وی داشت، این واقعیت با توجه به سن بالا و وضعیت جسمی وی می تواند عواقب خطرناک و غیر قابل جبرانی را در زندان برای وی رقم زند.
وضعیت نگران کننده اخیر او که با دخالت به موقع همسر و پزشک معالجش به عمل اضطراری وی منجر شد، این احتمالی را تشدید می کند. چنین نگرانی و احتمالی با توجه به حوادث ناگوار سال های اخیر و افزایش جانباختگان در زندان های کشور چندان دور از انتظار نیست.
بر این اساس ما خواهان آزادی فوری بهزاد نبوی هستیم و هشدار می دهیم مسئولیت جان وی بر عهده مسئولان ارشد نظام است. ما از همه مدیران و شخصیت های روحانی و غیر روحانی و به ویژه عالمان بزرگ دینی و مراجع معظم تقلید که بسیاری از آن ها با آقای نبوی سابقه همکاری داشته اند و نسبت به او شناختی مستقیم و بلا واسطه داشته، در بی گناهی و دیانت و وفاداری او به اسلام و انقلاب تردیدی ندارند، مصرانه می خواهیم برای آزادی وی تلاش کنند.
به راستی جز شيوه های استالینیستی کدام رويه هايي را در دوران معاصر می توان سراغ گرفت که با صادق ترین و با سابقه ترین یاران و مبارزان و خدمتگذاران كشور و نظام اینچنین رفتار کند. اگر تازه به دوران رسیده های انقلاب، صاحبان اذهان بیمار و آنان که به مقوله حکومت و کشورداری نگاهی شخصی دارند قادر به درک عمق این فاجعه نیستند و نمی توانند درک کنند که این رفتار چه تصویر زشت و نفرت انگیزی در اذهان عمومی ترسیم می کند، از دلسوزان و علاقمندان به نظام و کسانی که بهزاد نبوی و یاران او نظیر مصطفی تاجزاده و فیض الله عرب سرخی و محسن میردامادی و محسن امین زاده و صفایی فراهانی و عبدالله رمضان زاده را به خوبی می شناسند انتظار نمی رود در برابر این ظلم آشکار سکوت پیشه کنند.
در برابر این ظلم و اجحاف بزرگ که با هیچ معیاری قابل توجیه نیست عمل به وظیفه شرعی، قانونی، عقلی و وجدانی کمترین انتظاری است که می توان از عالمان دین و دلسوزان متعهد به اصول و ارزش های الهی و انسانی و مصالح کشور و نظام داشت.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران12/7/88
سایت نوروز

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

حجاريان آزاد شد

گروه سياسي،عشرت عبدالهي؛روزنامه اعتماد:
«سعيد حجاريان روز گذشته از زندان آزاد شد. غلامعلي رياحي وکيل مدافع حجاريان با اعلام اين خبر گفت؛ موکلم با توديع وثيقه صادره تا زمان برگزاري دادگاه آزاد شد.به اين ترتيب سعيد حجاريان نظريه پرداز اصلاحات در پنجاه و پنجمين بهار زندگي خود که در جريان حوادث پس از انتخابات بازداشت شده بود روز گذشته پس از تحمل 110 روز حبس از زندان آزاد شد.
وي از جمله صدها تن از فعالان سياسي اصلاح طلب است که در جريان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم بازداشت و روانه زندان شد. اين در حالي بود که وي در پي تروري که 10 سال پيش عليه وي صورت گرفته بود، وضعيت جسماني نامناسبي داشت و بايد مرتباً تحت نظر پزشک قرار مي گرفت. اما به رغم اينها وي به زندان منتقل شد. همين امر باعث شد همسر حجاريان بتواند با وي ديدار کند که البته او نيز نسبت به وضعيت جسماني همسرش اظهار نگراني کرد و گفت بعد از ترور ناکام وي سيستم هاي ارادي و غيرارادي او آسيب هاي جدي ديده و نياز به مراقبت هاي ويژه دارد. اما تلاش براي آزادي وي بي نتيجه بود.اين در حالي بود که يکي از روزنامه هاي محافظه کار حتي مدعي شد حجاريان خود نمي خواهد آزادش کنند و معتقد است زندان برايش از خانه بهتر است؛ ادعايي که بازتاب طنزآميزي در افکار عمومي داشت.
اما خبرهاي ضد و نقيضي از آزادي وي روي سايت ها منتشر مي شد، به گونه يي که سخنگوي قوه قضائيه سابق خبر آزادي حجاريان را اعلام کرد، اما وي نه تنها آزاد نشد بلکه يک روز پس از آن اعلام شد حجاريان از زندان به خانه يي سازماني منتقل شده که از لحاظ امکانات بهتر از زندان است. اين قضيه تا جايي پيش رفت که بروجردي رئيس کميسيون امنيت ملي در پي اعتراض خبرنگاران پارلماني نسبت به اين موضوع گفت اين خانه حتي استخر نيز دارد. هرچند خبرنگاران وضعيت جسمي اين چهره شاخص اصلاحات را به وي يادآور شدند که وي حتي قادر به حرکت نيست چه برسد به اينکه بتواند شنا کند.
با اين حال خانواده حجاريان و پزشک وي از ادامه بازداشت و وخيم تر شدن وضع سلامت او ابراز نگراني کردند. از همين رو بود که دري نجف آبادي دادستان وقت کشور در حاشيه نشست روساي کل دادگستري تاکيد کرد حجاريان آزاد شود و گفت هيات دادستاني خواستار کنترل وي در منزل خود شده اند. اما اين توصيه ها کارساز نبود و وي آزاد نشد. اينچنين بود که بعد از دو ماه زندان وي را با ويلچرش در سومين جلسه دادگاه حاضر کردند.
او حتي نمي توانست آنچه اعترافات او خوانده مي شود را در جلسه دادگاه قرائت کند و فرد ديگري به جاي او اين کار را انجام داد. اما اين پايان ماجرا نبود چرا که پس از دادگاه وي را به رسانه دولتي آوردند تا اعترافاتي را که در دادگاه مطرح شده بود در قالب ميزگرد تلويزيوني دوباره مطرح کند. اما اينک پس از گذشت چند روز از اين به اصطلاح ميزگرد، وي با وثيقه 200 ميليون توماني آزاد شد.
آزادي وي در حالي است که تعداد زيادي از هم حزبان و همفکرانش که تقريباً همگي يک روز پس از انتخابات رياست جمهوري دهم دستگير و روانه زندان شدند، همچنان در زندان به سر مي برند؛ همفکراني که اتهامات شان همگي هدايت آشوب هاي بعد از انتخابات است.سعيد حجاريان کيستسعيد حجاريان که از نظريه پردازان اصلاح طلبان است، چه آنها که در پيش از انقلاب دستي بر آتش مبارزه داشتند و چه آنهايي که در متن انقلاب بودند، همه او را مي شناسند.
وي که از موسسان جبهه مشارکت ايران اسلامي است هرچند مدتي در مشاغل امنيتي و اطلاعاتي فعاليت مي کرد اما از دهه 70 به عنوان يکي از چهره هاي اثرگذار فکري در جناح چپ و اصلاحات درخشيد، به گونه يي که به وي لقب مغز متفکر اصلاحات داده شد. وي که متولد 1333 است پس از دوم خرداد 1376 در نخستين انتخابات شوراي اسلامي شهر تهران به عنوان نايب رئيس به اين شورا راه يافت و در عين حال سمت مشاور سياسي محمد خاتمي رئيس جمهور سابق کشورمان را بر عهده داشت. وي گرچه در آن زمان کم و بيش با مطبوعات همکاري داشت اما در بهار مطبوعات با روزنامه «صبح امروز» که در نوع خودش يکي از بهترين روزنامه هاي اصلاحات بود، به طور جدي وارد صحنه مطبوعات شد؛ روزنامه يي که در جريانات سياسي آن روز نقش اطلاع رساني عمده يي را بر عهده داشت. اما ديري نپاييد که اين چهره مطرح جنبش دوم خرداد در سال 78 بعد از افشاگري هايي درباره قتل هاي زنجيره يي مقابل شوراي شهر تهران توسط «سعيد عسگر» ترور شد. اين گونه بود که وي بعد از ترور در يک دوره طولاني به کما رفت به گونه يي که اميدي به زنده ماندن وي وجود نداشت. از همين رو بود که همسر وي زنده ماندن حجاريان را به معجزه شبيه دانست، اما گويا مقدر شده بود حجاريان بايد زنده بماند. هرچند وي از خشم کينه توزان جان سالم به در برد اما هيچ گاه بهبودي کامل نيافت و زندگي روي صندلي چرخدار را آغاز کرد. وي هم اکنون حتي به لحاظ کلامي و سخن گفتن و در بسياري از امور شخصي نيز با مشکلات بسيار شديدي روبه رو است. ضارب وي هرچند به 15 سال زندان محکوم شد اما يک سال بعد آزاد شد. حجاريان که هم اکنون پنجاه و پنجمين بهار زندگي خود را سپري مي کند براي بار اول در هشتم شهريور 1360 مورد سوءقصد قرار گرفته بود.در حال حاضر سعيد حجاريان را به عنوان يکي از چهره هاي برجسته اصلاح طلبان و معروف به تئوريسين اصلاحات مي شناسند.

۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

افزایش فشارها بر آیت‏الله دستغیب

آیت‏الله دستغیب نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری كه پس از حوادث اقدام به انجام سخنرانی‏های انتقادی و صدور بیانیه های نسبتا تندی علیه عملكرد برخی نهادها و مسئولان نموده بود، در اجلاس اخیر خبرگان با واكنش برخی نمایندگان افراطی مواجه شد.
به گزارش آینده در این راستا حجت الاسلام كعبی، عضو شورای نگهبان و نماینده استان خوزستان اقدام به جمع آوری امضا از برخی نمایندگان جهت عزل آیت الله دستغیب از نمایندگی استان فارس كرده است.
نقل از: سايت موج سبز آزادي

نامه‌ای به احمد توکلی

احمدجان سلام. نامه ات به ميرحسين و خاتمي و پيشتر از آن به کروبي را خواندم. من با تو از بيخ هم عقيده ام، راستش حين نوشتن اين نامه ديدم در کوچه سر و صدا است و يک کارگر ساختماني معتقد است همسايه روبه رويي تعدادي از آجرهاي آنها را برداشته و ديوار خودش را تکميل کرده. او مدام داد مي زد؛ «خشت مارو دزديدن/ دارن باهاش پز مي دن.» و اين هم از تاثيرات مخرب خاتمي و ميرحسين و کروبي است.
احمد، من در اين نامه عدله اينکه چرا صدها هزار نفر در روز جمعه مثل چنار سبز شده بودند و خجالت هم نمي کشيدند را برايت توضيح مي دهم. همه اش تقصير خاتمي و کروبي و ميرحسين است. اينها از اول هم دنبال انقلاب مخملي بودند. ابتدا هر سه با اعلام کانديداتوري براي انتخابات رفتند توي کار مخمل، البته بعد خاتمي انصراف داد و از رويه مخمل رفت توي کار آستري.
بعد از انتخابات هم در 25 خرداد، سه و نيم ميليون نفر را همين ها با زور و حتي بنا به بعضي گزارشات با چک و لگد کشاندند توي خيابان ها. به اين ترتيب که کروبي با مردم دست به يقه مي شد و آنها را از خانه خارج مي کرد. ميرحسين آنها را مي پيچيد لاي پارچه سبز. خاتمي هم که خط اش از بقيه بهتر بود روي کاغذ برايشان شعار مي نوشت مي داد دست شان.
احمد مي خواهم باز هم اين سه تن را برايت افشا کنم. همان روزها اينها در يک اقدام هماهنگ به سوي مردم هجوم بردند. خودم ديدم کروبي باتوم دست اش بود. ميرحسين هم از اين سپر شيشه يي ها دستش گرفته بود و ذوق مي کرد. خاتمي هم لباس پلنگي پوشيده بود و سوار موتور بود. لاکردار هر چيزي که سوار مي شود و هر لباسي که مي پوشد خوش تيپ مي شود.
احمد اين چند نفر خيلي ها را بازداشت کردند. البته من دقيق نمي دانم مسوول کهريزک کدام يک از اينها بوده. اما دوستان مي گويند تقسيم کار کرده بودند. صبح تا ظهر ميرحسين مي رفت کهريزک، ظهر تا غروب کروبي، خاتمي هم که تيپ هنري است تا لنگ ظهر مي خوابيد از غروب به بعد مي رفت آنجا. تلويزيون اين سه نفر هم مردم را عصبي تر کرد. نه وقتي کروبي اخبار مي گفت از معترضين کوچک ترين اثري بود، نه در برنامه هاي تحليلي ميرحسين و نه در گفت وگوهاي خبري خاتمي (مي داني که خاتمي همه اش در کار گفت وگو است،)
حتي اين افراد اخيراً در اقدامي مذبوحانه باعث شدند سران بسياري از کشورها حين سخنراني رئيس دولت بعد از نهم، صحن سالن سازمان ملل را ترک کنند به اين شکل که ميرحسين با خودش ميخ برده بود آنجا، خاتمي هم حواس شان را پرت کرده بود طوري که مي گفتند چه آقا، چه خوش صحبت و کروبي هم ميخ ها را روي صندلي ها گذاشته تا آنها وسط صحبت هاي احمدي نژاد نتوانند بنشينند و مجبور شوند سالن را ترک کنند.احمدجان ديدي که من حتي از تو با خودت هم عقيده ترم. باز هم از همين نامه ها بنويس.
ابراهيم رها
نقل از: روزنامه اعتماد

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

پاسخ آیت‏الله منتظری به نامه میرحسین موسوی


"با اتحاد، صبر و استقامت،‏ ‏خداوند راه‏هاى هدايت براى پيروزى را به مردم عزيز‏ ‏عنايت مى‎فرمايد"


میرحسین موسوی در تاریخ 21 شهریور 88 نامه‏ای به آیت‏الله منتظری نوشته و در آن ضمن توضیح بیانیه راهبری خود نظر آیت‏الله منتظری را در مورد آن جویا شده است. اصل آن نامه و پاسخ این مرجع شیعیان که امروز منتشر شده است در پی می‏آید:

‏بسم الله الرحمن الرحيم


مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى منتظرى (دام ظله)


‏‏با سلام؛


پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوى اينجانب صادر‏ ‏شده است. احساس نيازى كه همواره براى همفكرى و همكارى با مرجعيت‏ ‏گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق كرد تا نسخه اى از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمايى تقديم كنم.
اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضميرشان متوجه دين است. اين رسالتى است كه به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى كسانى كه اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف، على الخصوص جوانان‏ ‏كه اينك اكثريت جامعه ما را نيز شكل مى‎دهند ميان برداشت هاى‏ ‏نادرست ، گزينشى و سطحى از دين و حقيقت آن اشتباه كنند و بر اثر‏ ‏هيجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگيرند.
رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند‏ ‏ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در‏ ‏انتخابات ، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين‏ ‏ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز‏ ‏توسعه پيدا كرد. اينجانب قطعا حق را به مردمى مى‎دهم كه با برخوردهاى‏ ‏غيراسلامى ، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با‏ ‏استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات‏ ‏تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجى‏ ‏كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل‏ ‏نظام نمى كردم ، برايم سخت نبود كه بيست سال ديگر سكوت كنم.
‏‏اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از‏ ‏حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين‏ ‏حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز مى‎شد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎كردند.
‏هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه‏ ‏تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى‏ ‏خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى‏ ‏كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش‏ ‏كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش‏ ‏داشته باشيم.
‏مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله الفت نامه غايت اكثر تكاليف‏ ‏شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذكر مى‎كند. نتيجه اى كه از اين‏ ‏محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چيزى است كه در علوم جديد از آن با‏ ‏عنوان شبكه هاى اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حكومت‏ ‏و بازداشتن آن از تكرار خطاهايش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى‏ ‏اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر‏ ‏خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، تقويت‏ ‏شبكه هاى اجتماعى در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد‏ ‏مى‎توانست بنا بر آن چيزى كه فيض مى‎فرمايد رونويسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود، اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مى‎كنند آن را رونويسى از‏ ‏نسخه سيا خوانده اند.
‏و سرانجام در اين بيانيه راهكارهايى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه‏ ‏شده است كه اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند.


‏‏1388/6/21‏‏‏‏

با احترام - مير حسين موسوى


----------------------------------------------------


پاسخ آيت الله العظمي منتظري:


‏بسم الله الرحمن الرحيم


جناب آقاى مهندس ميرحسين موسوى دامت توفيقاته


‏پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ ‏1388/6/21‏ جنابعالى همراه با ضميمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالى و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهاى دينى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحميلى و حمايت هاى مكرر مرحوم امام خمينى (ره ) از شما براى‏ ‏همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهورى اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن كه شما مورد توجه اقشار وسيعى از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگى در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاكنون در حد امكان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمى كه با شركت در انتخابات رياست‏ ‏جمهورى افتخار بزرگى را براى كشور آفريدند دفاع نموديد، كه جاى بسى‏ ‏تقدير و تشكر دارد.
‏امور پيشنهادى ضميمه نامه جنابعالى كه در حقيقت تقويت و فعال نمودن‏ ‏شبكه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجيده و‏ ‏مطابق مقتضاى حال و شرايط كشور، و نيز مطابق دستور قرآن است كه‏ ‏مى‎فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آيه 200); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار‏ ‏گيرد و آنها را عملى سازند و جو پليسى و بگير و ببند كنونى خاتمه يابد،‏ ‏مى‎تواند راه مفيد و موثرى براى برون رفت از بحران كنونى - كه در اثر‏ ‏قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم كارى ها دامنگير جمهورى‏ ‏اسلامى شده است - باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراكندگى صفوف ملت‏ ‏گردد.
‏البته توجه داريد راه اصلاحى مذكور كه شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهورى اسلامى از اين بحران بزرگ انتخاب كرده ايد بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهديدهاى بسيارى از ناحيه كسانى است كه‏ ‏اين بحران را ايجاد كرده اند. مطمئن باشيد كه با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدايت براى پيروزى را به مردم عزيز‏ ‏عنايت مى‎فرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنين )، (سوره عنكبوت ، آيه 69); و از طرفى استقامت در اين راه الهى ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنى و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه مى‎سازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم‏ ‏الملائكة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه 30).
‏متأسفانه بعد از انتخابات ، عده اى از نخبگان و فعالان سياسى و مطبوعاتى‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گيرى هاى‏ ‏غير حقيقى و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از‏ ‏رسانه هاى عمومى پخش گرديد، و اين مسلم و بديهى است كه اقرار‏ ‏شخص بر عليه شخص ديگرى در چنين شرايطى معتبر و مسموع نيست ;‏ ‏بلكه آنچه بيشتر مورد تأكيد روايات مستفيضه مى‎باشد اين است كه حتى‏ ‏اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شكنجه اعم از تهديد،‏ ‏تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسايل الشيعة ، جلد 18، صفحه 497 و 498; و دراسات فى ولاية الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ‏ ‏378).‏ ‏و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتى واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء على انفسهم جايز" فقط در‏ ‏شرايط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .
‏علاوه بر اين ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است : "هر گونه‏ ‏شكنجه براى گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندى‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات‏ ‏مى‎شود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شكنجه اى براى‏ ‏اعتراف گيرى و كسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از اين طريق نيز ارزش و اعتبارى ندارد.
‏روشن است كه حبس در سلول انفرادى بويژه در دراز مدت كه متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف مى‎كند از مصاديق بارز شكنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شكنجه ، مخصوصا به شكل وحشتناكى كه در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غيرعادى كه در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام كند كه خطا كرده و مرتكب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مكرر با وجود آن شرايط در بى اعتبار‏ ‏بودن ، حكم همان اعتراف اوليه را دارد. ‏همچنين در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : "هتك حرمت و حيثيت‏ ‏كسى كه به حكم قانون دستگير، بازداشت ، زندانى يا تبعيد شده به هر‏ ‏صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است ."
‏حال چگونه شده است كه افراد سرشناسى كه سالها براى اين نظام خدمت‏ ‏كرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر‏ ‏مورد هتك حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولى هيچ كس در قبال اين مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمى شود بلكه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نيز معتبر شمرده مى‎شود؟!
‏آنچه در اين خصوص مشكل را بيشتر كرده و اعترافات را بى اعتبارتر‏ ‏مى‎كند اين است كه در سيستم قضايى كنونى كشور، مدعى و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سياسى كه جريان فكرى مقابل حاكميت هستند، خود‏ ‏اعتراف گيران و محاكم قضايى وابسته به حاكميت است ; و نزد هيچ عقل‏ ‏سليمى در هيچ كجاى جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حكم و داورى ‏ ‏متعاقب آن ، كمترين ارزش حقوقى و قضايى را ندارد; چون در چنين‏ ‏محكمه اى مدعى و قاضى يكى است و فلسفه وجود هيأت منصفه كه در اصل‏ ‏168 قانون اساسى آمده است همين است ، كه متأسفانه به اين اصل هم مانند‏ ‏بسيارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود.
‏اقدامات اخير حاكميت و دادگاههاى نمايشى آن علاوه بر اين كه خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح كشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت هاى بارز‏ ‏مى‎باشد، برخلاف مصلحت دنيوى خود حاكمان كه مى‎خواهند حكومت و‏ ‏رياست كنند نيز مى‎باشد. حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هيأت بيطرف و‏ ‏مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد. حكومتى كه در آن اقشار‏ ‏وسيعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر‏ ‏حكومت كردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سركوب و پر كردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سياسى‏ ‏مختلف ممكن بود، رژيم شاه توانسته بود حكومت خود را حفظ كند و هنوز‏ ‏پابرجا بود.
‏نظامى كه تحت لواى اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين‏ ‏اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلكه در كشور و در ميان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نيز موجب بدبينى نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام مى‎كند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور‏ ‏بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى‏ ‏تملق گويان - كه طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاك بر دهان آنان ريخته‏ ‏شود - دل خوش كرده اند.
‏سلامتى و توفيق جنابعالى را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم.


‏‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

‏‏31 شهريور ماه 1388 - 2 شوال 1430‏‏

قم المقدسة - حسينعلى منتظرى


برگرفته از: پايگاه اينترنتي دفتر آيت الله منتظري


نقل از: سايت موج سبز آزادي

مصطفی تاج‌زاده: مشکلی برای مصاحبه ندارم، اما فقط حرف‌های خودم را می‌زنم

به گفته عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، تاج‌زاده همچنان در انفرادی نگهداری می‌شود و بازپرس پرونده گفته است که مراحل پرونده او هنوز به اتمام نرسیده است. وی تاکید کرد: "تاج‌زاده نسبت به اتفاقات و جریانات پس از انتخابات در کشور کاملا بی‌اطلاع بود و گفت که از سه روز پیش روزنامه کیهان در اختیار او قرار داده‌اند."
به گزارش پایگاه خبری پارلمان‌نیوز، فخرالسادات محتشمی‌پور با همسر خود مصطفی‌ تاج‌زاده عضو ارشد سازمان مجاهدین اسلامی و جبهه مشارکت ایران اسلامی، پیش از ظهر امروز در زندان اوین به مدت یک ساعت ملاقات حضوری داشته است. وی درخصوص جزئیات این ملاقات گفت: "صبح امروز به همراه دخترم پس از صد و چند روز امکان ملاقات حضوری با همسرم را یافتیم. در مدت 103 روز بازداشت تاج‌زاده، تنها دوبار به ایشان اجازه تلفن به خانواده داده شده بود، با تغییر دادستان، درخواست رسمی برای ملاقات با همسرم را دادم که مورد موافقت قرار گرفت و امروز موفق به دیدار ایشان شدیم."
محتشمی‌پور افزود: "ما این موافقت را یک گام مثبت تلقی می‌کنیم، هرچند که گویا قرار است حقوق حقه ما را اینگونه به صورت قطره‌چکانی بدهند. مصطفی خیلی خوب بود، من نگران وضعیت سلامتی او بودم که امروز آقایان اطمینان خاطر دادند رفتارشان برادرانه است و من هم از این رفتار برادرانه تشکر کردم."
به گفته عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، تاج‌زاده همچنان در انفرادی نگهداری می‌شود و بازپرس پرونده گفته است که مراحل پرونده او هنوز به اتمام نرسیده است. وی تاکید کرد: "تاج‌زاده نسبت به اتفاقات و جریانات پس از انتخابات در کشور کاملا بی‌اطلاع بود و گفت که از سه روز پیش روزنامه کیهان در اختیار او قرار داده‌اند."
محتشمی‌پور درپاسخ به این سئوال که آیا هنوز از تاج‌زاده بازجویی می‌شود، گفت: "خیر، بازجویی‌ها مدت‌هاست که تمام شده و طبق قانون پرونده باید به دادگاه برود اما بازپرس عنوان می‌کند مراحل تحقیق تمام نشده است. تاکنون هرچه مدارک یا اسناد علیه ایشان می‌خواستند باید جمع کرده باشند، مصطفی گفته که مرتضوی از او خواسته بوده مصاحبه کند و حرف‌هایی را بزند اما او گفته من مشکلی برای مصاحبه ندارم، اما فقط حرف‌های خودم را می‌زنم."
وی با آرزوی آزادی همه بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات گفت: "نگران بازداشت‌های اخیر بخصوص بازداشت خانم‌ها و جوانان هستیم و نمی‌دانیم این مسایل چقدر بهم ارتباط دارند. امیدواریم با تدبیر و درایت دلسوزان نظام هرچه زودتر این مسایل جمع شود و آرامش به جامعه برگردد."