۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

مقامات دانشگاه آکسفورد برای بار دوم خواستار آزادی محمدرضا جلایی پور شدند

ریاست کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد برای بار دوم در طی ۷۰ روز گذشته ، در نامه ای خطاب به رهبر ایران خواستار آزادی محمدرضا جلایی پور، دانشجوی دکتری این دانشگاه شد.
به گزارش نوروز، ریاست دانشگاه آکسفورد و ریاست کالج دانشگاه آکسفورد دو ماه پیش در نامه ای خطاب به ریاست قوه قضائیه، آیت الله شاهرودی، خواستار آزادی این دانشجوی خود شده بودند، اما از آنجایی که به این نامه ها ترتیب اثری داده نشد، بار دیگر کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد در نامه ای خطاب به رهبر ایران، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت تحصیلی این دانشجو خواستار آزادی وی شد.
در این نامه آمده است: « جلایی پور تا کنون اقتخارات زیادی در ایران برای تحصیلات خود کسب کرده و هم اکنون دانشجوی دکتری در دانشگاه آکسفورد است و در اینجا نیز دانشجوی ممتازی است. حبس او به تحصیلاتش صدمات جدیی وارد می‌کند» ، .:
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن به همراه ترجمه در اختیار سایت نوروز قرار گرفته به شرح زیر است:
24 اوت 2009 (معادل دوم شهریور ماه ۱۳۸۸)حضور محترم آیت الله سیدعلی خامنه ایمن به عنوان رئیس سنت انتونی کالج از طرف یکی از داشجویان این کالج، محمدرضا جلایی پور، که درتاریخ 17 ژوئن ( ۲۷ خردادماه ۱۳۸۸) در فرودگاه تهران بازداشت شده است، این نامه را برای شما می نویسم. همۀ ما در کالج، اساتید، کارمندان و دانشجویان به شدت از این بازداشت نگران هستیم. این نگرانی بزرگی است برای تمام خویشاوندان و دوستان او و مایۀ تأسف عمیق تمام کسانی است که به عدالت و انصاف نظام حقوقی ایران اعتماد داشته اند. حمدرضا علی رغم اینکه یک دانشجوی ممتاز، جوان و جدی است که مایه افتخار و مباهات سیستم آموزشی ایران است، اما قادر به ادامه تحصیلات خود نیست. او تا کنون اقتخارات زیادی در ایران برای تحصیلات خود کسب کرده و هم اکنون دانشجوی دکتری در دانشگاه آکسفورد است و در اینجا نیز دانشجوی ممتازی است. حبس او به تحصیلاتش صدمات جدیی وارد می‌کند.او در ایران جهت انجام تحقیقاتش حضور یافته و از حق خود به عنوان یک شهروند مسئول برای شرکت در مباحث سیاسی و پویش سیاسی استفاده کرده است. در هیچ زمان او از قانون تخطی نکرده و یا تشویق و تحریک به تخطی از قانون نکرده و یا حرف غیرقانونی نزده است.در روز چهارشنبه، 19 اوت (معادل ۲۸ مرداد)، یک قاضی در تهران دستور آزادی محمدرضا را به شرط تأمین قراری در حدود دویست هزار دلار صادر کرد. خانوادۀ او مبلغ قرار را پرداخت کرد و آنها را جهت تحویل او به زندان اوین راهنمایی کردند. آنها آنجا رفتند و به مدت یازده ساعت بیرون زندان منتظر بودند. او آزاد نشد و هیچ گونه توضیح رسمی به خانوادۀ او داده نشد. برادر او جمعاً 48 ساعت در آنجا منتظر ماند. در این زمان به او گفتند که روز شنبه، 22 اوت بازگردد. آنها این کار را انجام دادند ولی این بار به آنها گفته شده است که دادستان تهران دستور داده است که او آزاد نشود. تا آنجایی که آنها مطلع هستند، بر سر پروندۀ او بین مقامات قضایی و امنیتی اختلاف است.به عنوان رئیس کالج او، از جانب تمام اعضای کالج، من از شما مصرانه می خواهم که پروندۀ او را بررسی کنید، تا حکمت و رافتی که باید جز تمام نظام های حقوقی باشد را به نمایش بگذارید و فوراً او را آزاد کنید تا او بتواند به تحصیلات خود ادامه دهد و همچنان برای ایران افتخارآفرینی کند.
با احترام
مارگارت مک میلان
رئیس کالج سنت آنتونی آکسفورد

برای حجاریان؛ بی تو قدمی برنمی داریم


پرستو سرمدی
بر تو چه رفته است که این گونه به انکار خویش نشسته ای ؟ با ما از ناتوانی در تحمل رنجی که در زندان کشیده ای سخن نگو که در این 10 سال اخیر هر روز می دیدیم رنجی را که می کشی و دم نمی زنی ،هر روز می دیدیم که ناتوانی در بیان کلمات چگونه تو را قاصر می کند از انتقال معانی عظیمی که در ذهنت می گذرد اما باز هم از گفتن آن نمی گذشتی چرا که می دیدی موج اشتیاق را در چشمهایمان که می خواستیم کلمه کلمه ای که از دهانت بیرون می آید را چون در گرانبها حفظ کنیم در خاطرمان که می دانستیم حتما به کار می آید برای آبیاری نهال نوپای آزادی در این سرزمین خشکیده.
به درستی مغز اصلاحات نامیدند تو را مغزی که از پس آن ترور رسوا از کار نیفتاد تا خواری گردد در چشم دشمنان انسانیت تا امروز به خیال خود با مجبور کردن تو به آن اعتراف نمایشی از چشم در بیاورند و شاید مرحمی بر آن بگذارند بی خبر از آنکه برای زخم 10 ساله مرحمی نیست.
دژخیمان این بار اشتباه نکرده بودند در تشخیص جایگاه تو و تو را به عنوان نظریه پرداز اصلاحات که می تواند اصلاحات را به سرانجام برساند و ایران را به آژادی هدف قرار دادند بی خبر از آنکه این تیر هیچ گاه به هدف نخواهد خورد.زمستان 78 بود که گلوله به هدف نخورد تا به لطف خدا تو بمانی و سمبلی شوی از دموکراسی در ایران که هر چند هنگام سخن گفتن نفسش به شماره می افتد و برای راه رفتن نیاز به کمک دارد اما همچنان زنده است و روزی دوباره سراپا خواهد شد.
می دانی بعد از 10 سال چرا حتی از جسم ناتوان و بیمارت نمی گذرند ؟ چون می دانند که ترور سال 78 بی نتیجه مانده است و تو با همین جسم ناتوان هم نظریه پرداز بزرگ آزادی خواهی هستی و با همین جسم بیمارت از اصلاحات جامعه محوری سخن گفته ای که این روزها بیش از هر زمان قدرت آن برای دشمان آزادی عیان شده است .
حالا به تو و آزادی ضربه ای دیگر زده اند در خیالشان اما باز هم ناتوانند در فهم اینکه همین که بیرون بیایی بازهم شمع محفل ما خواهی بود همچون آزادی و دموکراسی که برای همیشه محبوب ما خواهند ماند هر چند امروز دست رس ناپذیر بنمایند.
اما آن موقع حتما به ما بگو که بر تو چه رفته که این گونه به انکار خویش نشسته ای ؟نه این که گمان کنی تورا برای سکوت در برابر آن نمایش مضحک ملامت می کنیم که جانت برایمان عزیر تر از هر چیز دیگری است در این دنیای بی آبرو اما از چه روی این گونه سرت را پایین گرفته ای و به انکار خویش نشسته ای ؟مبادا گمان کرده باشی باز هم تو باید قربانی شوی برای ادامه راهی که همه می دانیم بالاخره به مقصد خواهد رسید .تصور کردی باید قربانی شوی تا شاید نسل من بتواند با فراغ بیشتر این راه را بپیماید . اما اشتباه کرده ای ما بی تو حتی قدمی بر نمی داریم...
پرستو سرمدی، عضو هسته مرکزی پویش موج سوم

۱۳۸۸ شهریور ۶, جمعه

سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای جبهه اصلاحات: در صحنه می‌مانیم و «تغییر» را پیگیری می‌کنیم

سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای جبهه اصلاحات ضمن تاکید بر حضور قوی‌تر اصلاح‌طلبان در صحنه و ادامه تلاش بیشتر با وجود هزینه‌ها برای «تغییر» کم‌هزینه در کشور، تاکید کرد که انتظار مردم، تشکیل دادگاه‌های علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کننده‌ای چون به رگبار بستن مردم و دستگیری‌های غیرقانونی است.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با رییس جمهور سابق کشورمان دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ‌ضمن تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود.
وی گفت:«:لازم می‌دانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاح‌طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قوی‌تر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.»
وی با بیان اینکه«انقلاب اسلامی‌ایران یکی از مهم‌ترین فرازهای تاریخی ایران زمین است»، اظهار داشت:« این انقلاب مایه افتخار ما ایرانیان است، حرکتی مردمی‌ برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پایبندی به موازین دینی با هدایت رهبری بزرگ.»
خاتمی افزود:« آنچه موجب می‌شود اصلاح‌طلبان قوی‌تر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بی‌اعتقاد به انقلاب و راه امام(ره) و یا افرادی که از انقلاب پشیمان‌اند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاب‌اند، اگرچه در ظاهر خود را انقلابی می‌دانند.»
وی یاد آور شد:«جمهوری اسلامی‌ در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادی‌خواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام(ره) مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار در کنار ارزشهای اسلامی ‌به سرعت نگاه‌ها را به خود معطوف ساخت.»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی‌، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید می‌کند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« امروز باید مصمم‌تر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاح‌طلبی یعنی "تغییر" پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»
وی در ادامه اظهار داشت:« مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:« تمامی ‌آنچه امروز نظاره‌گر آن هستیم، انگیزه‌ای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواسته‌های به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهت‌گیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموخته‌ایم.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«امروز هم سخن ما این است که "شائبه بی‌اثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهم‌ترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام به سرعت ترمیم شود."»
وی ادامه داد:« اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت می‌کند.»
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار داشت:« بی‌اعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیان‌های هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی‌ زیان‌بار وپرهزینه برای نظام بود.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:«از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی ‌در ایران، بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه‌های اجتماعی کشور بوده است.»
خاتمی ادامه داد:« آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده‌اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بی‌اعتنا به رأی مردم و حتی بی‌اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می‌شود؟» رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی‌ دستگاه‌ها و تریبونهای در دست حکومت بر علیه چهره‌های محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی ‌به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصار طلبانه است.»
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاه‌های کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریان‌های مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی‌ مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.»
خاتمی یادآور شد:«حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه، به اتفاق روند بازداشت‌ها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانواده‌ها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال برده‌اند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چاره‌اندیشی باشد.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهره‌های خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روش‌ها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حمله‌ای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفته‌اند.»
وی ادامه داد:« تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عده‌ای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان می‌شوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی ‌متهم به خیانت در امانت‌اند. مگر همین‌ها نبودند که با گستاخی تمام مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.»
خاتمی سپس به برخوردهای دستگاه قضائیه با فعالان سیاسی و مردم بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:«در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخوردها شدم و اینکه جلو با اهانت‌ها، دستگیری‌ها و نگهداری‌های غیرقانونی متهمان و برگزاری دادگاه‌های ناسازگار با موازین را بگیرند، شدم و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسئولیتشان که به اعتقاد من می‌توانستند بسیار پرشکوه‌تر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.»
رئیس بنیاد باران افزود:«حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس محترم جدید قوه قضائیه است، جلوگیری از سم‌پاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.»
به گفته رئیس‌جمهور سابق کشورمان، نمی‌توان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود.
خاتمی تصریح کرد:«از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاه‌های علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کننده‌ای است که همگان شاهد آن بوده‌اند از جمله به رگبار بستن مردم در خیابان‌ها، دستگیری‌های خلاف قانون، بازداشتگاه‌های غیر استاندارد، جنایات مسلمی‌که مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمات سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومی‌شده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟!»
وی با بیان اینکه «متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد»، افزود:« رسالت اصلاح‌طلبان و تمامی ‌خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینه‌ای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینه‌ای دریغ نخواهیم کرد تا انشاء‌الله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد.»
سید محمد خاتمی تصریح کرد:«به صراحت تأکید می‌کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بی‌اساس بزرگ‌ترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها سپس گفت:« همواره سخن ما در مجامع بین‌المللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزش‌های انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ‌ایران بود در مقابل سایر جریان‌هایی متحجر، افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود؛ اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشته‌اند؟»
وی تاکید کرد:« ما باید علی‌رغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاح‌طلبان و عقلای منصف از صحنه وارد می‌شود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینه‌ها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«ان‌شاء‌الله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»
در این دیدار اعضاءشورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر لزوم حفظ ارزشها و موازین انقلاب و راه امام (ره) تاکید کردند و تلاش همگانی برای حفظ ارزشها و مصلحت کشور را لازم دانستند.
آنها همچنین لزوم ارتباط با مراجع عظام، علما و نخبگان جامعه و تعامل با مجلس و قوه قضاییه را مورد تاکید قرار دادند و از محاکمات فرمایشی که بر خلاف موازین است اظهار نگرانی کردند.
اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تاکید کردند که پیگیری جنایت‌هایی که در جریان انتخابات و بعد از آن صورت گرفته از جمله فجایعی که در بازداشت‌گاه‌هایی چون کهریزک رخ داده،امری ضروری است و تسامح نسبت به آن به نظام و کشور لطمه‌های جبران ناپذیری وارد می‌آورد.
آنها همچنین اعلام خطر کردند که برخورد با نیروهای متعهد و البته معترض و حذف آنها بخصوص در دانشگاه‌ها می‌تواند ابتکار عمل را در اختیار بیگانه قرار دهد و پیگیری مطالبات به حق مردم نباید مورد غفلت قرار گیرد.

برای چشم های بهزاد نبوی

برای چشم های خیس تو! تویی که تاکنون چنین صبور نمی دانستمت. برای چشم های تو که خیره بود به زمین و نگاهت که گرچه به سوی ما نبود ولی حرف های بسیار داشت، به درازای یک عمر.
و چه مهربانی تو! چه مهربان بودی که هیچ گاه نگفتی از رنج هایی که به خاطر من، او و ایران کشیدی تا شاید کمی از غم نگاهت کاسته شود. نگفتی و نخواستی که بگویند، از عمری که اگر شاید من کمی از آن می دانستم قطعا او هیچ نمی دانست، که اگر چنین بود توان کوبیدن بر میز قضاوت را نداشت، آن هم در مقابل نگاه تو. تویی که دلیل بودنش هستی. تویی که اکنون سلاحت شده تیر نگاهی که قلب ما را نشانه گرفته، تیر نگاهی که به عمق وجودم ضربه ای مهلک فروآورده است. چقدر بزرگی! چقدر بزرگی که اینک،وقتی پس از سی سال مزد زحمات تو را اینگونه در این بیدادگاه می دهند هیچ نمی گویی و تنها نگاه می کنی، به من و به او. به من که اکنون باید بنشینم روی صندلی دادگاهی که قاضی آن وجدانم است، دادستانش چشمان تو و کیفرخواستش نگاه خیس تو. کیفرخواستی که متن سکوت است و سکوت.... . و من اعتراف می کنم. اول از همه باید بگویم که این دادگاه را صالح می دانم برای محاکمه خود. ولی باید بدانی که من زیر شکنجه اعتراف کردم، زیر شکنجه سر فرو آورده تو، زیر شکنجه نگاه خیس تو، زیر شکنجه لبخند محمد رضا جلائی پور، زیر شکنجه نگاه پرسشگر محمد قوچانی، زیر شکنجه خشم تاج زاده، زیر شکنجه دستان بی رمق حجاریان، زیر شکنجه استیصال سعید شریعتی، زیر شکنجه چشمان بهت زده رمضان زاده، زیر شکنجه نگاه خسته زید آبادی، زیر شکنجه غرور صفایی فراهانی و زیر شکنجه چشمان رو به آسمان میردامادی. من اعتراف می کنم که شما دلیل بودن من هستید. دلیل امیدی که در دل های ما وجود دارد. من اعتراف می کنم که در هیچ زندانی شکنجه گرانی چنین مهربان ندیده ام. من اعتراف می کنم که انقلاب را تنها با اسم شما و یارانتان است که می شناسم نه کس دیگری. من اعتراف می کنم به دوست داشتن، به امید، به آزادی، به راستی، به مقاومت، و به تمامی موهبت هایی که به من شناساندید، من اعتراف می کنم به ایمان به خدایی که شما می پرستید. من اعتراف می کنم به رسالت محمد (ص)، به پیامبری که با اعمالتان مرا با او آشنا کردید، نه کسی که تنها در بیان ناچیز عده ای می آید که هیچ شناختی از او ندارند. من اعتراف می کنم به همه چیزهایی که شما مرا به اعتراف از آنان واداشتید. به همه چیزهایی که به من دادید و تاکنون به داشتن آنها اعتراف نکرده بودم. من اعتراف می کنم که افتخارم این است که در ایرانی سبز زندگی می کنم که عطر باور شما در فضای آن پیچیده است. من اعتراف می کنم، و بدانید که او هم اگر شهامت داشت اعتراف می کرد. اعتراف می کرد و از پشت میز قضاوت کنار می رفت و مسند قضاوت را به شما می سپرد تا معنای عدالت را بچشیم.
نقل از: وب سايت موج سبز آزادي

۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

آیت‌الله منتظری: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی!

مرجع بزرگ تقلید شیعیان، حضرت آیت‌الله منتظری در پاسه به نامه ۲۹۳ تن از نخبگان ضمن انتقاد شدید از وضع موجود کشور نوشت: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی. متن کامل این نامه که در سایت شخصی ایشان منتشر شده را در زیر می‌خوانید:

بسم الله الرحمن الرحيم
( انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب )
حضور محترم برادران و خواهران عزيز، روشنفكران و نخبگان محترم
پس از سلام و تحيت ; در رابطه با نامه ارسالى مورخ 1/6/88 آن عزيزان ، ضمن قدردانى و ارج نهادن به ايثارگرى و شهامت و پايدارى شما و ملت بزرگوار و عزيز ايران ، معروض میدارم كه اينجانب بارها تذكرات و پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن از اين بحران ويرانگر ارائه نموده ام ، ولى ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و دل بر حقايق بسته اند كه نه مِبينند و نه مِشنوند، ولى از آنجا كه هنوز مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و... را چشيده اند اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.
دين اسلام ، دين كامل الهى است و در آن آزادى عقيده و بيان چنان روشن و واضح است كه قرآن كريم در مورد اصل پذيرش دين مى فرمايد: ( لا اكراه فى الدين ) يعنى زور و اجبارى در پذيرش دين نيست ; و بايد پذيرفتن اصول دين با استدلال و برهان باشد. و سيره و روش رسول خدا(ص ) و ائمه معصومين (ع ) نيز اين گونه بوده كه مردم در كمال آزادى و بدون لكنت زبان و بدون هيچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و اظهارنظر نمايند. بزرگترين ستم و ظلم به اسلام عزيز رفتار مستبدانه با مردم تحت عنوان حكومت دينى و اسلامى است.
اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته اند دست برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش از اين قضاء اسلامى را مسخره نكنند; و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.
اميدوارم خداوند كريم در اين ماه مبارك رمضان همه ما را از كجروى ها باز داشته و مشمول هدايت هاى مستمر خويش قرار دهد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
4 شهريور ماه 1388
قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

اولین سند دفن دسته‌جمعی کشته‌شدگان حوادث بعد از انتخابات منتشر شد

یک روز پس از آنکه حمیدرضا کاتوزیان عضو کمیته ویژه مجلس برای بررسی حوادث پس از انتخابات خواستار ارائه مستندات از دفن دسته‌جمعی کشته‌شدگان حوادث انتخابات در بهشت زهرا شد، پایگاه اطلاع‌رسانی نوروز شماره جوازهایی که برای دفن این افراد صادر شده را بر سایت خود منتشر کرد.
به گزارش پارلمان نیوز،ارگان جبهه مشارکت در روزهای گذشته خبری را مبنی بر اینکه در روزهای 21 و 24 تیرماه پیکر ده‌ها نفر از هموطنانمان بدون شناسائی و بدون درج مشخصات شخصی و صرفا با یک شماره جواز دفن در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپرده شده را منتشر کرد.
پس از آن فرهاد تجری، عضو کمیسیون بررسی حوادث پس از انتخابات، به «پارلمان نیوز» گفت:«اصل خبر دروغ است چه برسد به اینکه تعیین کنند کدام افراد دفن و خاکسپاری شده‌اند.»
تجری همچنین در این گفتگو اعلام کرد:«در بررسی‌های خود متوجه شده که بازداشت‌ها و نحوه برخوردها شفاف بوده و این خبر (دفن دسته‌جمعی کشته‌شدگان) ادامه حلقه‌های ابهام آفرینی و تشتت ذهن مردم در مورد حوادث پس از انتخابات است.»
اما سایت نوروز روز یکشنبه اول شهریور در انتقادی شدید‌الحن از تجری نوشت که او بدون تحقیق و بی‌آنکه به بهشت زهرا برود، به تکذیب خبر پرداخته است. در چنین شرایطی و در حالیکه حمید رضا کاتوزیان خواستار ارائه مستندات دفن دسته جمعی کشته شدگان حوادث پس از انتخابات در بهشت زهرا شد ،سایت نوروز 44 شماره را با ذکر تاریخ (28 مورد مربوط به 21 تیر و 16 مورد مربوط به 24 تیر) منتشر کرده که می‌گوید شماره جواز دفن این 44 نفر است.
نوروز در مطلب خود از مردم تهران دعوت کرده برای ادای احترام به این شهدا در قطعه 302 بهشت زهرا حضور یابند و نوشته:«پایگاه اطلاع رسانی نوروز در روزهای آینده و در زمان مقتضی تصاویر و فیلم‌های دریافتی در مورد این واقعه را منتشر می‌کند.»
پیشتر در روز شنبه مجید نصیرپور از نمایندگان عضو فراکسیون خط امام مجلس در گفتگو با «پارلمان‌نیوز» خواستار بررسی گزارش دفن جمعی قربانیان خشونت‌ها شده بود.
وی که عضو کمیسیون اجتماعی مجلس است گفت:«از آنجا که سازمان بهشت زهرا زیر مجموعه کمیسیون اجتماعی است در جلسه این کمیسیون، درخواست بررسی این خبر را مطرح خواهم کرد.»
آنچه که نوروز منتشر کرده بدین شرح است:
21/4/88-------------------------------------2767-2866-2815-2649-2581-2553-2691-2619-2461-2747-2857-2704-2618-2674-2698-2615-2673-2705-2699-2584-2075-2063-2494-2530-2310-2476-2513-2596
24/4/88-------------------------------------2257-2288- 2233-2273-2411-2247-2079-2164-2172-2199-2196-2053-1920-1903-1898-2040

با پیگیرهای خبرنگار نوروز ازیکی از پرسنل بهشت زهرای تهران، روز بیست و یکم تیرماه از بین جوازهای دفن صادر شده در آن قبرستان، 28 جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده و همگی در قطعه 302 به خاک سپرده شده اند. 24 تیرماه نیز 16 جواز دفن با شرایط فوق صادر شده است.
گفتنی است سایت نوروز در تاریخ 24 تیرماه نیز به نقل از خانواده یکی از شهدای حوادث اخیر، از وجود دهها جنازه در سردخانه‌ای در جنوب غربی تهران خبر داده بود، که با تحویل جنازه‌های منجمد به خانواده‌ها در روزهای بعدی این خبر تا حدودی مورد تائید قرار گرفت.
لازم به ذکر است، اجساد در سردخانه‌های پزشکی منجمد نمی‌شود اما به دلیل اینکه این جنازه‌های در سردخانه های صنعتی نگهداری شده بودند، اجساد منجمد شده و فرم خود را از دست داده بودند.
نقل از: سايت خبري هم ميهن

كروبي افشا مي كند: اظهارات تكان دهنده يكي از بازداشت شدگاني كه در زندان مورد تعرض قرار گرفت

حجت‌الاسلام مهدی کروبی در پاسخ به تمام کسانی که مدعی بودند وی مستنداتی مبنی بر اظهارات خود درباره آزار جنسی زندانیان کهریزک ندارد، متن اظهارات یکی از این بازداشت شدگان را در سایت حزب خود (سحام نیوز) منتشر کرد. کروبی ضمن انتشار این متن تکان‌دهنده، همچنین اعلام کرده که این مطلب تنها گوشه‌ای از مستندات وی است و تهدید کرده که به زودی مطالب دیگری را نیز منتشر خواهد کرد.
متن کامل اظهارات این فرد به شرح زیر است :
حاج آقای کروبی پس از اظهارات من روزهای فراوانی را با من نشست و برخاست و تجربه زندگی در کنار ایشان بود که بعد از مدتی توانستم غرور له شده و شخصیت تکیده خود را بازیابم. ایشان ساعت های مدید با من سخن می گفت ومانند یک روانپزشک زمین و زمان را به هم می دوخت تا قانعم کند که من در این موضوع بی گناهم و داستان های دینی و تجربی فراوانی را برایم بازگوکرده و مثال های مختلفی را در این رابطه زدند و داستان مرا با آنان مقایسه کرد و من متوجه شدم بنا به سخنان ایشان اگر کسی که با دست و پای بسته و بدون اینکه از خود قدرتی داشته باشد مورد تجاوز قرار گیرد نه تنها گناهی نکرده بلکه مظلوم نیز واقع شده است.
روزها طول کشید تا که حالم کمی بهتر شد وتوانستم خودی بازیابم و با این موضوع کنار بیایم و فکر خودکشی را از سر بیرون کنم و خودم را دوباره احیا کنم پس از چندی بالخره روز چهارشنبه 2/5/88 به دستور آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه مرا نزد نماینده آقای دری (دادستان کل کشور )فرستادند به نام آقای محمدی که ایشان انسان بسیار محترمی بود و بعد از صحبت کردن با من و دیدن ,وضعیت تاسف بارم بسیار با ملاطفت با من صحبت کردند و یکسره با شرح های من اظهار تاسف می کردند و می گفتند وای بر ما و تمامی سوالاتشان در جهتی بود که به شناسایی محل زندانی من و اشخاص ضارب من مربوط می شد به جاهایی هم رسیدیم و ایشان چند جا را حدس زدند. در آخرهم برایم دعا کردند ومرا به توکل به خدا تشویق کردند و مرا در آغوش گرفتند و بوسیدند که من باز گریه ام گرفت و گفتند قوی باش مرد و فقط نکته ایی که ایشان را ناراحت کرد باخبر بودن دوتن از دوستان آقای کروبی از داستان من بود.
اما قضیه پنج شنبه 29/5/88 بسیار متفاوت بود ساعت حدود 2 بود که سه نفراز طرف منبع دیگری از قوه قضائیه به دفتر آقای کروبی آمدند و پس از آن برگه بازجویی جلویم گذاشتند- نمی دانم من متهم بودم یا شاکی- قاضی مقدمی و 2 نفر دیگر مشغول بازجویی از من شدند ابتدا از من پرسیدند شما از چه کسی شاکی هستی من گفتم من شاکی نیستم وفقط اتفاقی را که برایم افتاده برای آقای کروبی بازگو کردم اما باز می گفتند که از چه کسی شکایت داری و من ناگزیر گفتم شما به من بگویید از چه کسانی می توانم شکایت کنم تا من انتخاب کنم که دیگر قاضی فهمید منظورم چیست وحرفی نزد. به من گفتند که شرح ما وقع را بنویس من هم نوشتم بعد سوالاتشان شروع شد که اکثر آنها درمورد این بود که من از کجا آقای کروبی را می شناسم؟ از کجا به ایشان اعتماد کردم؟ چگونه ارتباط برقرار کردم؟چرا نفس نفس می زنم؟چه طور اعتماد کردم تا به آقای کروبی بگویم؟چرا حاضرشدم که آقای کروبی ازمن فیلم بگیرد؟چرا اصلا فیلم گرفتیم؟هدف آقای کروبی از آگاه کردن آقای گرامی مقدم و آقای داوری چه بود؟آقای گرامی مقدم و داوری کیستند؟چه ساعتی به حزب زنگ زدم؟با چه شماره ایی زنگ زدم؟به چه بهانه به حزب رفتم؟آنجا چه گفتم؟آنها چه گفتند؟وقتی زنگ زدم چه کسی گوشی را برداشت؟بعد به چه کسی وصل کرد؟به آن شخص چه گفتم؟با چه کسی رفتم؟در کدام تظاهرات ها شرکت کردم؟ و هزار چرای دیگر بی ربط به قضیه ی تجاوز که بعد از حدود 3 ساعت که من به ایشان اعتراض کردم .
ایشان به من گفتند ما نمی دانیم تو راست می گویی یا نه تو ادعای سنگینی می کنی . کل نظام مقدس را زیر سوال بردی ما از کجا بدانیم که تورا تطمیع نکرده اند؟ و وقتی که من گفتم که شما مثل اینکه یادتان رفته است مسئله چیست به ظاهر خواستند سئوالاتی در این خصوص کنند سئوالاتی از این دست که دخول تا کجا بوده و آیا آن شخص ارضا شده است یا نه؟ که این سوالات بیش از پیش باعث تخریب روح و روان من شد.
آن جور که من احساس می کنم دوستان آقای مرتضوی نظرشان این است که با تخریب شخصیت اینجانب موضوع را به سمتی سوق دهند که من از آقای کروبی پول گرفتم یا آقای کروبی تطمیعم کرده تااین ادعا را بکنم.
بعد هم از من خواستند که با ایشان به پزشکی قانونی بروم ومن علی رغم اینکه از ایشان خواستم باتوجه به مناسب نبودن حالم و داشتن سرگیجه بگذارند برای روز دیگر که ایشان مخالفت کردندو باهم راهی پزشکی قانونی شدیم.
بعد هم در راه پزشکی قانونی قاضی به من می گویند حدیث داریم از حضرت امام جعفر صادق که احمق و بدبخت کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد بدبخت تر و مفلوک تر از او کسی است که آخرتش را به دنیای دیگران بفروشد.خودتان قضاوت کنید که منظور حاج آقای مقدمی از بیان این جمله چیست؟!
و بعد تلویحا به من می گوید که گول بازی های سیاسی را نخورم و بعد هم که گفتم تقلب شده گفت: " وقتی آقای کرباسچی به آقای موسوی رای داده ببین قضیه از چه قرار است من حتی مطمئنم که خود آقای کروبی هم به آقای موسوی رای داده" ودیگر پی این داستان را به توصیه بزرگان با سکوت ادامه دادم و وقتی گفتم چرا با بچه ها اینکار را کردید و چرا اینجور کردید مگرما چه کار کردیم؟ گفت وقتی رهبری فرمودند انتخابات درست بوده یعنی بوده که من گفتم نعوذ بالله که رهبری خدا نیستند و معصوم هم نیستند که بعد دیدم دارد به سفسطه می کشاند که باز سکوت پیشه کردم.
در میان راه ایستادیم و دونفر دیگر آمدند تا شیفتشان را عوض کنند، من به قاضی مقدمی گفتم که اگر ممکن است دیگر اینها نفهمند و ایشان هم قول داد و گفت که نامه مهر و موم شده به دستم می دهد اما نه تنها نامه را به دست من نداد بلکه با آن مامور پچ پچ کرد و زمانی که من به پزشک قانونی رسیدم .
مامور نامه را باز کرد و به دست مامور پذیرش داد نمی دانم یک نامه معاینه تجاوز به چند کلمه نیاز دارد که قاضی محترم صفحه را ریز ریزپر کرده بود و دکتر قریب 5 دقیقه آن را می خواند بعد هم مامور همراهم ،به نزد دکتری که مرا معاینه کرد رفت و چند بار به قاضی زنگ زد و دایم از من دور می شد مباد که من بشنوم چه می گوید؟در ضمن دکتر پزشکی قانونی به من گفت که من دو نامه می دهم تا شرح درمانت را پزشکانی که رفته ایی برای من بنویسند تا نظر دهم اما آن مامور این نامه ها را به من نداد وهرچه به او گفتم که من خودم دیدم که آن نامه ها را گرفتی هاشا کرد بعد هم زمانی که منتظر جواب بودیم مامور به من می گوید من فکر نمی کنم کسی اینکار را بکند بعد هم به من تهمت دروغگویی می زند و می گوید می دانی اگر نتوانی ثابت کنی چه بلایی سرت می آورند؟ بعد که دید خیلی محکم ایستاده ام و می گویم من فقط از خدا می ترسم و روی حرفم ایستاده ام به من می گوید اگر اتفاقی هم افتاده نباید می گفتی باید به خدا واگذار می کردی الان ببین آبروی خودت و خانواده ات را برده ایی بعد هم که از دکتر نقل قول کردم که می گوید بعد از 1.5 ماه هیچ چیز مشاهده نمی شود مامور به من می گوید اگر چیزی بود حتی سایزش رو هم بهت می دادند وادامه داد که ما کارمان این است که البته معلوم نیست معنای این جمله مجهول کدام کار است.
در راه برگشت وقتی گفتم امسال ماه رمضان بی آبیش سخت است با صدای بلند و چشم غره به من گفت :همینش خوب است که آدم ها بفهمند که جهنم چگونه است. امروز هم به نزد همسایه های ما آمده اند و یکسری سوالات راجع من و خانواده ام کرده اند این کارها چه مفهومی جز ارعاب من از عمومی شدن قضیه را در ذهن تداعی می کند؟ من سوال کوچکی دارم از بزرگوارانی که روز 5 شنبه من را به مانند یک متهم مورد بازجویی قراردادند من را گرفته اند؛ زندان بودم چشمان ودستهایم بسته بود ند؛به حد مرگ مرا زدند و بدتر از همه کاری با من کردند که نزد تمام بی دینان و بت پرستان مذموم است ومن تنها جرات این را داشتم که آقای کروبی را از این موضوع مطلع کنم.من از شخص حقیقی شاکی نیستم چرا که می دانم متاسفانه همیشه در کشورمان گناه به گردن یک شخص رده پایین یا یک گروه پایین رتبه می اندازند وهیچ وقت با مسببین اصلی برخوردی در خور انجام نمی شود.